نحوه تعیین مرزها (با نمونه هایی از 8 نوع رایج)

نحوه تعیین مرزها (با نمونه هایی از 8 نوع رایج)
Matthew Goodman

مرزها برای روابط خوب ضروری هستند. مرزهای واضح به هر دو نفر کمک می کند تا بفهمند از یکدیگر چه انتظاری دارند، که می تواند سوء تفاهم ها را کاهش دهد.

اما تعیین مرزها همیشه آسان نیست، به خصوص اگر فکر می کنید نیازهای دیگران مهمتر از نیازهای شما هستند. اگر مجبورید با افراد سلطه گر، بی احترام یا سمی زندگی یا کار کنید، تعیین مرزها می تواند دشوار باشد.

این مقاله راهنمای کلی برای تعیین مرزهای سالم در روابط شما است. اگر در مورد استفاده از مرزها در دوستی ها به مشاوره نیاز دارید، مقاله خاص تر ما در مورد نحوه تعیین حد و مرز با دوستان ممکن است کمک کند.

مرزها چیست؟

مرزها محدودیت‌ها و دستورالعمل‌هایی هستند که نحوه رفتار شما با افراد دیگر و نوع رفتاری که در ازای آن انتظار دارید و می‌پذیرید را روشن می‌کند. هنگامی که یک مرز تعیین می کنید، بین آنچه در روابط خود خوب است و خوب نیست، خط می کشید.

شما می توانید انواع مختلفی از مرزها را در یک رابطه تعیین کنید. در اینجا 8 نوع از رایج ترین مرزها آورده شده است:

1. مرزهای عاطفی در اطراف احساسات و عواطف شما.

مثال: تنها زمانی با کسی در میان بگذارید که او را برای مدتی می شناسید و او را دوست می دانید.

2. محدودیت‌های مالی/مادی پیرامون پول و دارایی‌های شما.

همچنین ببینید: آیا احساس می کنید که جالب نیستید؟ چرا & چه باید کرد

مثال: به غیر از خانواده‌تان پول قرض ندهید.

3. مرزهای فیزیکیگاهی اوقات، ساده ترین راه حل ممکن است پرهیز از ذکر خریدهای اخیر باشد.

همچنین ممکن است بخواهم نکاتی را در مورد نحوه جلوگیری از اشتراک گذاری بیش از حد دریافت کنم.

3. فاصله گرفتن را در نظر بگیرید

اگر استراتژی های این مقاله را امتحان کرده اید، اما طرف مقابل همچنان سعی می کند مرزهای شما را نادیده بگیرد، ممکن است زمان پایان دادن به رابطه فرا رسیده باشد. راهنمای ما برای پایان دادن به یک دوستی بدون احساسات جریحه دار، توصیه های عمیقی در مورد چگونگی فاصله گرفتن از شخصی که شما را ناراحت یا ناراحت می کند، دارد.

اگر قطع رابطه با کسی به طور کلی یک گزینه واقع بینانه نیست، می توانید راه هایی را برای محدود کردن زمان 1:1 با هم بیابید. به عنوان مثال، اگر پدربزرگ و مادربزرگ و مادربزرگی دارید که اغلب از شما سؤالات نامناسبی می پرسند، می توانید سعی کنید به جای اینکه خودتان آنها را ملاقات کنید، در رویدادهای خانوادگی با آنها ملاقات کنید.

چرا مرزها در روابط مهم هستند؟

در اینجا چند دلیل وجود دارد که چرا تعیین حد و مرز یک مهارت اجتماعی کلیدی است:

1. مرزها می توانند رنجش را کاهش دهند

اگر تمام وقت خود را برای کمک به دیگران صرف کنید، ممکن است در نهایت احساس نادیده گرفتن، فرسودگی و آزرده شدن کنید. با تعیین مرزهای روشن در مورد زمان و انرژی خود، می توانید از افراد دیگر حمایت کنید در حالی که هنوز انرژی کافی برای مراقبت از خود دارید.

2. تعیین مرزها به شما کمک می کند تا زندگی متعادل تری داشته باشید

به عنوان مثال، اگر رئیس شما اغلب وظایف زیادی را برای انجام دادن به شما می دهد و فرض می کند کهدر پایان روز کار را با خود به خانه می برید، تعیین حد و مرز (مثلاً "من نمی توانم عصرها کار کنم زیرا باید از خانواده ام مراقبت کنم) می تواند به شما کمک کند تعادل بین کار و زندگی بهتری داشته باشید.

3. مرزها می توانند به شما کمک کنند تا احساس هویت داشته باشید

شما می توانید مرزها را به عنوان خطوطی در نظر بگیرید که افکار، احساسات و تجربیات شما را از دیگران جدا می کند. مرزها به شما کمک می‌کنند تا به جای اینکه با آنچه فکر می‌کنید شخص دیگری می‌خواهد، بر اساس آنچه برای شما مناسب است، تصمیم بگیرید.

در این مقاله، می‌توانید چند نکته برای درک واضح‌تر هویت خود دریافت کنید.

4. مرزها می‌توانند تعارض‌ها را کاهش دهند

وقتی دو نفر بدانند از یکدیگر چه انتظاری داشته باشند، ممکن است راحت‌تر از سوء تفاهم جلوگیری شود. برای مثال، اگر به والدین خود بگویید که آخر هفته‌ها به دیدن آنها می‌روید، زیرا در طول هفته وقت ندارید، ممکن است وقتی دعوت‌ها را برای صرف شام با آنها بعد از کار رد کنید، ناراحت شوند.<7

7 اطراف فضای شخصی و بدن شما.

مثال: کسی را که شریک زندگی یا دوست صمیمی نیست در آغوش بگیرید یا ببوسید.

4. مرزهای جنسی حول رابطه جنسی، معاشقه، و شوخ طبعی جنسی.

مثال: فقط زمانی که هر دوی شما توافق کرده اید که قرار ملاقات با افراد دیگر را متوقف کنید، با کسی رابطه جنسی برقرار کنید.

5. مرزهای ذهنی/فکری پیرامون عقاید و افکارتان.

مثال: پرهیز از بحث درباره مذهب در جمع های خانوادگی.

6. محدودیت‌های زمانی در مورد نحوه گذراندن وقت شما وجود دارد.

مثال: چهارشنبه‌ها عصرها را برای زمان تنهایی آزاد نگه دارید.

7. مرزهای اخلاقی پیرامون اخلاق شما.

مثال: امتناع از دروغ گفتن، نقض قانون یا پوشش دیگران.

8. مرزهای دیجیتال پیرامون فعالیت و ارتباطات آنلاین.

مثال: تنظیم نمایه های رسانه های اجتماعی روی "خصوصی."

مرزها بسته به موقعیت و افراد درگیر می توانند ثابت و سفت و سخت یا انعطاف پذیرتر باشند. ممکن است برخی از مرزها را برای برخی از انواع روابط اعمال کنید، اما برخی دیگر را نه.

برای مثال، فرض کنید نمی خواهید به تماس تلفنی دوستان بعد از ساعت 9 شب پاسخ دهید. ممکن است بیشتر اوقات به این مرز پایبند باشید، اما ممکن است گهگاه برای بهترین دوست خود استثناهایی قائل شوید، به خصوص اگر بدانید که او دوران سختی را پشت سر می گذارد.

نحوه تعیین مرزها

در اینجا چند استراتژی وجود دارد که می توانید از آنها برای تعیین مرزهای واضح و واقعی استفاده کنید. این نکاتبرای روابط شخصی و حرفه ای اعمال می شود.

1. تصمیم بگیرید که مرزهای شخصی شما چیست

برای تعیین مرز، باید تصمیم بگیرید که چه چیزی از افراد دیگر نیاز دارید و چه می خواهید. اگر عادت دارید نیازهای دیگران را در اولویت قرار دهید، می تواند چالش برانگیز باشد. ممکن است بخواهید مدتی را به تفکر در مورد اینکه چه چیزی در یک رابطه به شما احساس خوشبختی می کند و چه چیزی باعث ناراحتی شما می شود اختصاص دهید. خواندن این مقاله در مورد بهبود خودآگاهی ممکن است مفید باشد.

به عنوان مثال، ممکن است یکی از اعضای خانواده شما با عقاید سیاسی شما موافق نباشد. وقتی زمانی را با هم می گذرانید، اغلب سعی می کنند با انتقاد از نظرات شما، شما را به مناظره برانگیزند.

می توانید مرزی را با اعضای خانواده خود تعیین کنید که روشن کند باورهای سیاسی شما قابل بحث نیستند. وقتی می‌خواهند گفتگو را به سمت موضوعات سیاسی هدایت کنند، ممکن است بگویید: «نمی‌خواهم در مورد سیاست با شما بحث کنم. بیایید در مورد چیز متفاوتی صحبت کنیم.»

2. سعی کنید هنگام تعیین مرزها از بیانیه های I استفاده کنید

تعریفات شما، مانند "تو همیشه..." یا "تو هرگز..." ممکن است به عنوان تهاجمی یا تهاجمی تلقی شوند. بیانیه های I ممکن است کمتر متضاد به نظر برسند.

وقتی با استفاده از بیانیه I یک مرز تعیین می کنید، دقیقاً آنچه را که احساس می کنید و دلیل آن را مشخص کنید. سپس می‌توانید از طرف مقابل بخواهید که در آینده متفاوت عمل کند.

در اینجا دو نمونه از روش‌هایی وجود دارد که می‌توانید از بیانیه‌های I برای شفاف‌سازی استفاده کنید.مرزها:

  • به‌جای گفتن، "شما مرا مسخره می‌کنید، و من آن را دوست ندارم"، می‌توانید بگویید، "وقتی در مورد نحوه صحبت من شوخی می‌کنید، احساس خجالت می‌کنم. لطفاً دیگر در مورد صدا یا لهجه من شوخی نکنید."
  • به جای اینکه بگویید: "شما همیشه دیر می آیید و این آزاردهنده است زیرا من فقط می خواهم آرام بخوابم و بخوابم"، می توانید بگویید: "من باید در طول هفته زودتر بخوابم زیرا کار من از ساعت 6 صبح شروع می شود. لطفاً از ساعت 8 بعد از ظهر از محل گذشته ام نیفتید. چون باید آرام شوم و به رختخواب بروم."

سعی کنید مرزهای خود را به وضوح بیان کنید. برای مثال، «من در این رابطه به فضای شخصی بیشتری نیاز دارم» خیلی مشخص نیست. بهتر است بگوییم، "من هر هفته حداقل دو شب برای خودم نیاز دارم، زیرا به فضای شخصی زیادی نیاز دارم."

3. از توجیه خود بپرهیزید

وقتی حد و مرزی را تعیین می کنید، در مورد دلایل خود وارد گفتگو نشوید. افرادی که مرزهای شخصی شما را زیر سوال می برند یا سعی می کنند آنها را تضعیف کنند، احتمالاً علاقه ای به گفتگوی واقعی و محترمانه در مورد احساسات شما ندارند.

در عوض، تکنیک رکورد شکسته را امتحان کنید. به سادگی حد و مرز خود را با استفاده از همان لحن صدا تکرار کنید تا زمانی که طرف مقابل عقب نشینی کند.

به عنوان مثال، فرض کنید با همکاران خود رابطه خوبی دارید، اما یکی از آنها بسیار فضول است. وقتی در کنار این همکار هستید، در مورد روابط خود خارج از محل کار صحبت نمی کنید زیرا آنها را می شناسیدبه‌طور فزاینده‌ای از شما سؤالات ناخوشایند می‌پرسد.

در اینجا می‌توانید از تکنیک رکورد شکسته در محل کار برای تعیین این مرز استفاده کنید:

همکار: پس چرا از دوست دخترتان جدا شدید؟

شما: من در مورد آن صحبت نمی‌کنم.

همکار، به من بگو! دعوا کردی؟ آیا او به شما خیانت کرده است؟

شما: من در مورد آن صحبت نمی کنم.

همکار: من به کسی نمی گویم، فقط می خواهم بدانم. من می توانم رازی را حفظ کنم.

شما: من قصد ندارم در مورد آن صحبت کنم.

همکار: باشه، باشه! خوب است.

4. برای طرف مقابل همدلی نشان دهید

هنگامی که با کسی که معمولاً بهترین علایق شما را در دل دارد مرز تعیین می کنید، ممکن است نشان دهید که برای دیدگاه و ایده های او ارزش قائل هستید. گاهی اوقات افراد به دلیل اینکه سعی می کنند کمک کنند، هر چند به شیوه ای ناشیانه، کنترل کننده یا مداخله گر هستند. اگر کسی از مرزها فراتر رفت اما عموماً مهربان و دوست داشتنی است، می‌توانید به او شک کنید.

برای مثال، فرض کنید دوست پسر یا دوست دختر شما می‌خواهد به شما کمک کند تا مشتریان بیشتری برای کسب و کارتان پیدا کنید. بدون درخواست نظر یا اجازه شما، آگهی کسب و کار شما را در صفحه فیس بوک جامعه محلی شما قرار داده اند. آنها فکر می کردند این یک سورپرایز خوب خواهد بود، اما شما احساس می کنید که آنها از یک خط عبور کرده اند زیرا نمی خواهید کسی دیگر تصمیم بگیرد که چگونه کسب و کار شما را تبلیغ کنید.

در این مورد، شمامی تواند بگوید: «من واقعاً از اینکه به تجارت من اهمیت می دهید و می خواهید از من حمایت کنید قدردانی می کنم. اما نمی‌خواهم کسی در مورد نحوه تبلیغ من تصمیم بگیرد. در آینده، لطفاً به جای ادامه دادن، ایده های خود را با من در میان بگذارید.»

5. مرزها را زودتر تعیین کنید

معمولاً تعیین مرزها زودتر از دیرتر در یک رابطه آسانتر است. این رویکرد به شما و شخص دیگر کمک می‌کند تا بفهمید که آیا به‌عنوان دوست یا شریک بالقوه سازگار هستید.

برای مثال، فرض کنید با فردی آشنا می‌شوید که در مورد زندگی خود بسیار باز است. آنها احساس راحتی می کنند که تقریباً در مورد هر چیزی از جمله مسائل شخصی مانند سلامت روانی یا وضعیت ازدواج و زندگی جنسی خود صحبت کنند. دوست جدید شما نیز دوست دارد از شما سؤالات شخصی بپرسد و شما را تشویق می کند تا همه چیز را با آنها در میان بگذارید.

اگر طبیعتاً فردی خصوصی هستید که زمان زیادی برای باز کردن صحبت‌هایتان طول می‌کشد، این مکالمات ممکن است باعث ایجاد احساس ناراحتی در شما شود. در این شرایط، می‌توانید با گفتن این جمله، مرزهای خود را در مورد اشتراک‌گذاری روشن کنید: «تا زمانی که کسی را برای مدت طولانی نمی‌شناسم، راحت نمی‌توانم در مورد مسائل صمیمی مانند رابطه جنسی یا سلامت روان صحبت کنم.»

تعیین حد و مرز به این شکل به طرف مقابل حق انتخاب می‌دهد. آنها می توانند تصمیم بگیرند که به مرزهای شما احترام بگذارند، در مورد موضوعات سبک تر صحبت کنند و قبل از پرسیدن سؤالات شخصی منتظر بمانند تا نزدیک تر شوید. از طرف دیگر، آنها ممکن استتصمیم بگیرید که شخصیت شما مناسب نیست و از خود فاصله بگیرید. همچنین برعکس عمل می کند: بسته به پاسخ آنها، ممکن است متوجه شوید که سازگار نیستید.

6. به مردم بگویید که چه زمانی مرزهای شما تغییر می کند

اگر نیاز به تغییر مرز دارید، آن را به وضوح بیان کنید تا از سردرگمی یا جریحه دار شدن احساسات جلوگیری کنید.

همچنین ببینید: دوستی

به عنوان مثال، فرض کنید زمانی که دانشجو بودید، در اواخر شب با دوست خود گفتگوهای زیادی داشتید. اما اکنون که باید ساعت‌های طولانی در یک شغل کار کنید، تصمیم گرفته‌اید یک مرز جدید تعیین کنید: به پیام‌هایی که از ساعت ۱۰ شب گذشته است پاسخ نمی‌دهید.

شما ممکن است به دوست خود بگویید: «فقط برای اطلاع شما، دیگر نمی‌توانم به پیام‌های آخر شب پاسخ دهم. زمانی که در دانشگاه بودم، اعلان‌هایم را بیشتر اوقات روشن نگه می‌داشتم، زیرا مهم نبود چه زمانی به رختخواب می‌رفتم. اما الان که یک کار معمولی دارم حدود ساعت 10 شب آنها را خاموش می کنم. چون باید صبح زود بیدار باشم.»

از آنجایی که توضیحی ارائه کرده‌اید و مشخص کرده‌اید که مرزهای شما تغییر کرده است، دوست شما وقتی نیاز دارید روز بعد به متن‌های او پاسخ دهید، احساس ناراحتی نمی‌کند.

7. از یک دوست حمایت بخواهید

اگر نیاز دارید با کسی که شما را می ترساند مرزی تعیین کنید، ممکن است کمکی از یک دوست دریافت کنید. دوست شما نیازی به گفتن چیزی ندارد. شاید داشتن آنها در اتاق کافی باشد. به عنوان مثال، اگر می خواهید با یکی از والدین در مورد خود گفتگوی دشواری داشته باشیداز طریق تلفن، دوست شما می تواند در طول تماس کنار شما بنشیند.

8. با برداشتن گام‌های کوچک شروع کنید

تعیین مرزها ممکن است با گذشت زمان و تمرین آسان‌تر شود. ممکن است با برداشتن گام‌های کوچک با افرادی که به آنها اعتماد دارید شروع کنید. به عنوان مثال، فرض کنید یک دوست صمیمی دارید که تمایل دارد ساعت ها با تلفن صحبت کند. وقتی آنها تماس بعدی گرفتند، می‌توانید با گفتن اینکه فقط می‌توانید 30 دقیقه با تلفن بمانید، مرزی تعیین کنید، سپس وقتی زمان تمام شد، مودبانه به تماس تلفنی پایان دهید.

9. به مرزهای دیگران احترام بگذارید

شما ممکن است متوجه شوید که اگر شما به مرزهای آنها احترام بگذارید، احتمال بیشتری وجود دارد که دیگران به مرزهای شما احترام بگذارند. اگر مطمئن نیستید که می‌خواهید از مرزهای کسی عبور کنید، از او بپرسید که از شما چه می‌خواهد یا چه نیازی دارد. برای مثال، اگر می‌خواهید فردی را در آغوش بگیرید اما مطمئن نیستید که آیا او با تماس فیزیکی مشکلی ندارد، می‌توانید بپرسید: «آیا می‌توانم تو را در آغوش بگیرم؟»

اگر به‌طور تصادفی از یک مرز فراتر رفتید، سعی کنید حالت تدافعی به خود نگیرید. درعوض، عذرخواهی کنید و به آنها اطمینان دهید که مراقبت می کنید تا دوباره اشتباه نکنید. برای مثال، می‌توانید بگویید: «متاسفم که یکی از چیپس‌های شما را از بشقابتان برداشتم. فراموش کردم که شما دوست ندارید غذا را به اشتراک بگذارید."

چگونه با افرادی که به مرزهای شما احترام نمی گذارند رفتار کنیم

بیشتر مردم به مرزها احترام می گذارند، اما اقلیت آنها را نادیده می گیرند. این گروه شامل افرادی با شخصیت خودشیفته است که اغلب دارای حس هستنداستحقاق آنها ممکن است احساس کنند که مجبور نیستند به مرزهای شما احترام بگذارند زیرا تصور می کنند خواسته ها و نیازهای آنها مهمتر از شماست.

1. اجرای عواقب

اگر کسی به یک مرز احترام نمی گذارد، شما حق دارید عواقب را اعمال کنید. توضیح دهید که اگر آنها دوباره از مرز شما فراتر رفتند، چه کاری انجام خواهید داد.

هر نتیجه ای که انتخاب می کنید، مطمئن شوید که آماده پیگیری آن هستید. اگر به کسی نشان دهید که اقدامی نمی‌کنید، احتمالاً در آینده شما را جدی نخواهند گرفت.

به عنوان مثال، اگر بگویید، "اگر به صحبت کردن در مورد نحوه تربیت فرزندم ادامه دهید، به این تماس تلفنی پایان می‌دهم،" مطمئن شوید که اگر او خواسته‌های شما را نادیده بگیرد، آماده هستید که تماس را قطع کنید.

همچنین می‌توانید تکنیک‌هایی را بیاموزید تا دیگران به شما احترام بگذارند.

2. پنهان نگه داشتن اطلاعات شخصی

گاهی اوقات، ساده ترین راه برای جلوگیری از تلاش افراد دیگر برای نقض مرزهای شما، پنهان کردن اطلاعات است. این رویکرد با افرادی که مجبور نیستید مرتباً آنها را ببینید بهترین کار را انجام می دهد.

به عنوان مثال، فرض کنید شما مرزی برای قرض دادن اموال خود به افراد دارید. قانون شخصی شما این است که به هیچ کس اجازه ندهید، به جز شریک زندگی و بهترین دوستتان، چیزهایی را از شما قرض بگیرد.

متأسفانه، شما پسر عموی دارید که عادت دارد مکرراً از شما درخواست قرض کند. وقتی نه می گویید، معمولا اذیت می شوند و شما را به خودخواهی متهم می کنند. اگر فقط پسر عمویت را ببینی




Matthew Goodman
Matthew Goodman
جرمی کروز یک علاقه‌مند به ارتباطات و متخصص زبان است که به افراد کمک می‌کند تا مهارت‌های مکالمه خود را توسعه دهند و اعتماد به نفس خود را برای برقراری ارتباط مؤثر با هر کسی تقویت کنند. جرمی با پیشینه زبان شناسی و اشتیاق به فرهنگ های مختلف، دانش و تجربه خود را ترکیب می کند تا نکات، استراتژی ها و منابع عملی را از طریق وبلاگ به رسمیت شناخته شده خود ارائه دهد. هدف مقاله‌های جرمی با لحنی دوستانه و قابل ربط، توانمندسازی خوانندگان برای غلبه بر اضطراب‌های اجتماعی، ایجاد ارتباط و به جا گذاشتن تأثیرات ماندگار از طریق مکالمات تأثیرگذار است. جرمی بر این باور است که چه در محیط‌های حرفه‌ای، چه گردهمایی‌های اجتماعی یا تعاملات روزمره، هرکسی این پتانسیل را دارد که توانایی ارتباطی خود را باز کند. جرمی از طریق سبک نوشتاری جذاب و توصیه‌های عملی خود، خوانندگان خود را به سمت تبدیل شدن به افرادی با اعتماد به نفس و بیانی راهنمایی می‌کند و روابط معناداری را در زندگی شخصی و حرفه‌ای آنها تقویت می‌کند.