چگونه نگرانی را متوقف کنیم: مثال‌های مصور & تمرینات

چگونه نگرانی را متوقف کنیم: مثال‌های مصور & تمرینات
Matthew Goodman

فهرست مطالب

نگرانی عادت مضطرب تصور چیزهای بدی است که ممکن است اتفاق بیفتد یا ممکن است اتفاق بیفتد، حتی زمانی که بعید است اتفاق بیفتد. در حالی که همه گهگاه نگران چیزهایی هستند، نگرانی بیش از حد می تواند کیفیت زندگی شما را کاهش دهد.

به مرور زمان، نگرانی می تواند اثرات نامطلوبی مانند افزایش استرس و اضطراب داشته باشد و حتی می تواند باعث مشکلات سلامتی شود. بیشتر افرادی که بیش از حد نگران هستند نمی‌دانند چگونه باید آن را متوقف کنند، اما مهارت‌ها و استراتژی‌هایی وجود دارد که می‌تواند به شما در تغییر این عادت بد کمک کند.[][]

این مقاله به تشریح این موضوع می‌پردازد که نگرانی چیست، چگونه می‌تواند بر شما تأثیر بگذارد، و چه کاری می‌توانید انجام دهید تا این عادت بد فکری را قبل از اینکه بر کیفیت زندگی‌تان تأثیر بگذارد، قطع کنید.

نگرانی چیست؟

نگرانی عادت ذهنی صرف زمان، انرژی و توجه بیش از حد به برخی از افکار منفی است. این افکار منفی معمولاً مبتنی بر ترس هستند و ممکن است شامل فکر کردن بیش از حد به چیزهایی باشد که قبلاً اتفاق افتاده یا چیزهایی که هنوز اتفاق نیفتاده است.[][] برای مثال، شخصی ممکن است نگران خیانت شریک زندگی خود، به هم ریختن یک پروژه مهم در محل کار، یا مرگ یکی از عزیزان باشد.

این نوع ترس‌ها طبیعی هستند و همه گاهی اوقات به آن‌ها مبتلا هستند، اما افراد نگران نمی‌توانند آن‌ها را رها کنند. در عوض، حتی زمانی که هیچ مدرکی مبنی بر احتمال وقوع آن‌ها وجود نداشته باشد، به شیوه‌ای وسواس‌آمیز در مورد آنها فکر می‌کنند.پیشگیرانه، اغلب می توانید نتایج بدی را که نگران آن هستید کمتر و نتایجی را که می خواهید محتمل تر کنید. حتی زمانی که همه چیز دقیقاً طبق برنامه پیش نمی رود، داشتن برنامه و فعال بودن همچنان به شما کمک می کند تا کنترل بیشتری داشته باشید.

13. با خود مهربان تر باشید (در گفتار و کردار)

بعضی از افرادی که بیش از حد نگران هستند نیز بسیار خودانتقادگر هستند و همیشه بیش از حد روی نقاط ضعف، عیب و اشتباهات خود تمرکز می کنند. انتقاد از خود یکی دیگر از عادت‌های بدی است که می‌تواند شک و تردید، استرس و اضطراب شما را افزایش دهد، که همگی باعث می‌شوند شما بیشتر نگران باشید.

تحقیق نشان می‌دهد افرادی که نسبت به خود دلسوز هستند کمتر مضطرب، استرس‌زا و افسرده هستند.[] آنها همچنین سالم‌تر هستند.[] اگر مطمئن نیستید که از کجا یا چگونه می‌توانید با خودتان مهربان‌تر باشید،

برای خود یا قدردانی از خود.
  • مثبت صحبت کردن با خود را تمرین کنید، مثل اینکه با یک دوست یا عزیز صحبت می کنید.
  • نیازهای جسمی و عاطفی خود را به صورت روزانه در اولویت قرار دهید.
  • برای جلوگیری از سوء استفاده از آنها، مرزهای بهتری را با افراد تعیین کنید.
  • 14. نگرانی هایی را که نمی توانید کنترل کنید رها کنید

    هر فکر نگران کننده ای نیازی به جذب زمان و توجه شما ندارد، به خصوص اگر چیزی باشد که نمی توانید کاری برای توقف، تغییر یا حتی پیش بینی انجام دهید. رها کردن چیزهایی که شما را نگران می کند، اما در کنترل شما نیست، می تواند یک تجربه بسیار آزاد باشد.این به شما کمک می‌کند تا به جای اینکه احساس کنید در گروگان افکارتان هستید، کنترل بیشتری بر آنچه در ذهنتان می‌گذرد، داشته باشید.

    در اینجا چند نکته برای رها کردن افکار نگران‌کننده در هنگام نشخوار فکری وجود دارد:[]

    • وقتی فکر نگران‌کننده‌ای مطرح می‌شود، از خود بپرسید، "آیا این چیزی است که من می‌توانم کنترل کنم؟"
    • وقتی پاسخ این است که فکر کنید، "نه" است. هر بار که بادکنک به ذهن شما باز می گردد توجه خود را به چیز دیگری معطوف کنید (مثلاً فکر دیگری، کاری که در حال انجام آن هستید).

    15. با وقت و انرژی خود بیشتر هدفمند باشید

    زمان و انرژی نوعی پول است. هر کار، فکر یا تجربه ای که برای آن وقت و انرژی می گذارید مانند یک سرمایه گذاری است. مشابه سرمایه‌گذاری‌های واقعی که با پول خود انجام می‌دهید، سرمایه‌گذاری‌های عاقلانه‌ای وجود دارند که به شما بازپرداخت می‌کنند و سپس سرمایه‌گذاری‌های نابخردانه‌ای وجود دارند که کم یا هیچ بازپرداخت نمی‌کنند.

    به نگرانی‌ها مانند یک سرمایه‌گذاری نابخردانه فکر کنید—آنها می‌توانند زمان و انرژی زیادی را بگیرند و به ندرت بخشی از آن را پس می‌دهند.

    وقتی زمان و انرژی خود را هدر می‌دهید، به معنای واقعی کلمه نمی‌توانید پول خود را به دست آورید و ). وقتی شروع به تفکر در این شرایط می کنید، متوجه می شوید که نگرانی هدر دادن عظیمی از زندگی شما است. سوال این است که به جای آن زمان و انرژی را روی چه چیزی سرمایه گذاری می کنید؟ برای اکثر مردم، عاقلانه ترین سرمایه گذاری زمان و انرژی استعبارتند از:[]

    • گذراندن زمان با کیفیت بیشتر با افرادی که دوستشان دارید و به آنها اهمیت می دهید
    • انجام بیشتر فعالیت هایی که باعث شادی شما می شوند
    • رفتن به ماجراجویی های بیشتر (مانند مسافرت، تلاش برای چیزهای جدید و غیره)
    • تعیین اهداف مهم و تلاش برای رسیدن به آنها
    • انجام کارهای خوب در دنیا یا کمک به افراد دیگر
    • به معنای به اشتراک گذاشتن ایده ها و یا به اشتراک گذاشتن ایده های شما با شماست. s

    چرا متوقف کردن نگرانی بسیار سخت است؟

    توقف نگرانی سخت است، زیرا این روشی است که مغز سعی می کند به ما کمک کند کمتر احساس ترس کنیم. نگرانی در همان مناطقی از مغز اتفاق می‌افتد که مشکلات را حل می‌کند، برنامه‌ریزی می‌کند و به تصمیم‌گیری کمک می‌کند.

    این قسمت از مغز در کار با حقایق عالی است اما در کار با احساسات چندان عالی نیست. مقابله با افکار و احساسات نگران کننده برای این بخش از مغز دشوارتر است زیرا اغلب "مشکل" قابل شناسایی برای حل وجود ندارد. این باعث می‌شود که ذهن در نشخوار فکری و تکرار افکار منفی که منجر به استرس و اضطراب می‌شود، گیر کند.[][]

    به‌عنوان مثال، بسیاری از افکار نگران‌کننده درباره چیزهایی هستند که ممکن است یا ممکن است در آینده اتفاق بیفتند، به جای چیزهایی که قبلاً اتفاق افتاده است. از آنجایی که متغیرهای ناشناخته زیادی وجود دارد، این بخش تفکر انتقادی ذهن در پر کردن جاهای خالی با سناریوهای مختلف گیر می کند که تقریباً همه آنها بد هستند.

    این می تواندتبدیل شدن به یک چرخه بی پایان از نگرانی که مردم را در سرشان گیر می کند. همچنین استرس و اضطراب بیشتری ایجاد می کند که چرخه نگرانی را بیشتر می کند. نگرانی اغلب نتیجه بخش منطقی مغز شماست که می‌خواهد بدون داده‌ها یا حقایق کافی به شما پاسخ یا راه‌حلی بدهد. افکار نگران کننده می توانند سیستم عصبی شما را فعال کنند و هورمون های استرس مانند کورتیزول و آدرنالین را وارد جریان خون شما کنند. این باعث واکنش جنگ یا گریز می شود، که باعث می شود ضربان قلب و تنفس شما تغییر کند و در مواقعی که می ترسید، هوشیارتر و عصبانی تر شوید.[]

    وقتی این حالت فقط گهگاهی اتفاق می افتد، معمولاً مشکلی نیست. با این حال، فعال شدن پاسخ مبارزه یا فرار اغلب بدن و مغز شما را در وضعیت استرس مزمن قرار می دهد. نگرانی می تواند شما را برای مدت طولانی در این حالت جنگ یا گریز نگه دارد.[][]

    استرس مزمن، اضطراب و نگرانی می تواند مشکلات سلامت روانی مانند اختلالات اضطرابی ایجاد کند. آنها حتی می توانند شما را مستعد ابتلا به بیماری یا ایجاد یک مشکل مزمن سلامتی کنند. همچنین نگرانی می تواند کیفیت زندگی شما را تحت تاثیر قرار دهد و تمرکز یا حضور در طول تعاملات و تجربیات شما، حتی تجربیات مثبت را دشوار می کند.[][][]

    افکار نهایی

    اگر بیش از حد نگران هستید، شمااحتمالاً زیاد در سرتان گیر می کند و روی افکاری که باعث استرس و اضطراب می شود تثبیت می شود.[] افکار نگران کننده می توانند در روابط شما اختلال ایجاد کنند، بر انتخاب های شما تأثیر بگذارند و کیفیت زندگی شما را کاهش دهند.[][][] خبر خوب این است که با استفاده از نکات این مقاله می توان این عادت را فراموش کرد. در حالی که نمی‌توانید نگرانی‌هایتان را از بین ببرید، می‌توانید تصمیم بگیرید که به آن‌ها قدرت زیادی بر خود و زندگی‌تان ندهید. به این ترتیب، می‌توانید کمتر نگران باشید و بیشتر زندگی کنید.[]

    سوالات متداول

    چگونه مغز خود را آموزش دهم که دیگر نگران نباشید؟

    شما می‌توانید با تغییر پاسخ خود به افکار نگران‌کننده، مغز خود را آموزش دهید که دیگر نگران نباشید. وقتی فکر نگران کننده ای به ذهن شما خطور می کند، سعی کنید توجه خود را دوباره روی چیزی در زمان حال متمرکز کنید - برای مثال، جایی که هستید، کاری که انجام می دهید، یا آنچه می توانید ببینید یا بشنوید. این تکنیک با آموزش مغز شما به منظور تمرکز به بیرون به جای درون، کار می‌کند که شامل تمرین تمرکز حواس می‌شود.[][]

    چرا من همیشه نگران هستم؟

    نگرانی راهی است که ذهن شما سعی می‌کند با تصور و آماده شدن برای اتفاقات بدی که ممکن است رخ دهد، از خطر دور بمانید. متأسفانه، این می تواند به یک عادت بد تبدیل شود که شامل نگرانی بیش از حد است، به ویژه درپاسخ به استرس یا ترس.[][]

    1> 11>در غیر این صورت زمانی که آنها به وجود می آیند.

    چگونه نگرانی را متوقف کنید: 15 نکته اثبات شده

    این امکان وجود دارد که مغز خود را آموزش دهید تا از نگرانی خودداری کند، اما این نیاز به زمان، تمرین و صبر دارد. از آنجایی که نگرانی اغلب عادت بدی است که سال ها در حال شکل گیری است، انتظار اینکه بتوانیم این عادت را یک شبه تغییر دهیم، غیرواقعی است. همچنین درک این نکته مهم است که این مهارت‌ها ترس‌های شما را از بین نمی‌برند یا جلوی خودگویی منفی را در ذهنتان نمی‌گیرند، اما می‌توانند آنها را کمتر سر و صدا کنند.[][][]

    در زیر ۱۵ نکته و استراتژی اثبات شده برای کمک به شما در قطع افکار نگران‌کننده و ترک این عادت بد ذهنی آورده شده است.

    1. ترس های خود را نام ببرید

    بسیاری از نگرانی ها با ناشناس ماندن یا مرموز ماندن قدرت پیدا می کنند، بنابراین نام گذاری ترس های خود بخشی از این قدرت را از بین می برد. نام بردن از یک ترس می تواند یک نگرانی یا نگرانی کوچک را در زمینه ایجاد کند، و به شما کمک کند تشخیص دهید که چیزی که در مورد آن نگران هستید آنقدرها هم مهم نیست. به عنوان مثال، اگر در مورد اولین قرار ملاقات استرس دارید، احتمالاً واقعاً ترس از رد شدن است.

    همچنین ببینید: "من از بودن در کنار مردم متنفرم" - حل شد

    با نامگذاری آن به عنوان ترس از رد شدن، ممکن است بتوانید ده سناریو به ظاهر متفاوت را که همگی نسخه های متفاوتی از همین ترس هستند، قطع کنید. دیگر ترس های ریشه ای رایج عبارتند از ترس از شکست، مردن و به دام افتادن. دانستن اینکه از چه چیزی می ترسید می تواند به شما کمک کند درک کنید که بیشتر ترس ها و نگرانی های شما تکرار می شوند و فقط تغییرات جزئی در شرایط ایجاد می کنند.

    2. بفهمید که چرا می ترسید

    بعدشما ترس های خود را نام ببرید، قدم بعدی این است که روی درک آنها کار کنید. به یاد داشته باشید که "شما از جایی که برایتان مهم است می ترسانید" و هر ترس نشان دهنده چیزی است که شما به آن نیاز دارید، می خواهید یا به آن اهمیت می دهید. اگر هیچ چیز مهمی در خطر نبود، نگران یا ترسیدید. این بدان معناست که می‌توانید از ترس‌هایتان برای درک بهتر ارزش‌هایتان استفاده کنید.

    در اینجا چند نمونه از روش‌هایی برای مهندسی معکوس ترس‌هایتان آورده شده است تا در مورد ارزش‌های اصلی‌تان بیشتر بدانید:

    • جای‌های خالی این جمله را پر کنید: «من فقط از __________ می‌ترسم، زیرا به _______________________________________________________________________________________ زیرا من خیلی به حرفه ام اهمیت می دهم."
      • متضادها یا متضادهای ترس خود را نام ببرید تا زمانی که کلمه ای را پیدا کنید که نشان دهنده چیزی باشد که واقعاً برای شما مهم است.

      مثال: متضادهای گیر افتاده شامل آزادی، رشد، استقلال، استقلال، پیشرفت، اهداف، جهت، و هدف هستند. 0> مثال: "من از داشتن یک مکالمه دشوار با دوستم عصبانی هستم، زیرا واقعاً می خواهم بتوانم از طریق آن کار کنم و دوست بمانم."

      3. تغذیه نگرانی های سرگردان را متوقف کنید

      وقتی ترس های خود را با نمونه های زیادی از چیزهایی که ممکن است اشتباه پیش بروند یا اتفاقات بدی که ممکن است رخ دهد تغذیه می کنید، آنها بزرگتر می شوند. این نوع داستان های ترسناک مثل غذا برای ولگرد شماستترس‌ها - آنها را بزرگ‌تر می‌کنند و آنها را طولانی‌تر نگه می‌دارند.[][]

      اگر نمی‌خواهید ترس‌هایتان برای مدت طولانی باقی بماند، سعی کنید به آن‌ها غذا ندهید. در اینجا چند نمونه از افکار و داستان‌هایی وجود دارد که مانند «غذا» برای ترس‌های شما هستند:

      • تنظیم فهرستی ذهنی از همه بدترین سناریوهای ممکن قبل از تعطیلات.
      • تحقیق در مورد بیماری‌های نادر هر زمان که بثورات پوستی دارید.
      • شخصی‌سازی داستان‌های ترسناک از اتفاقات بدی که در افراد دیگر رخ داده است. 6> به تخیل خود اجازه دهید یک پروفایل قاتل سریالی روانی برای یک همسایه جدید بنویسد.

    4. «اگر چه می‌شد» را به «حتی اگر بود» تغییر دهید

    بسیاری از نگرانی‌های شما ممکن است با سناریوهای «چه می‌شد اگر…» درباره آینده شروع شود. وقتی یک ناشناخته وجود دارد، طبیعی است که ذهن شما بخواهد جاهای خالی را پر کند، و وقتی می ترسید، طبیعی است که به بدترین نتیجه ممکن فکر کنید. یکی از راه‌های قطع این چرخه نگرانی، تغییر افکار «چه می‌شد اگر» به افکار «حتی اگر» است.

    این تکنیک ساده از درمان شناختی رفتاری (CBT) که یکی از اثبات‌شده‌ترین درمان‌ها برای اضطراب است، وام گرفته شده است. با تغییر دادن افکار مضطرب «چه می‌شد اگر» به افکار «حتی اگر»، ذهن خود را تشویق می‌کنید تا به روشی سازنده‌تر کار کند. به جای فهرست کردن فقط چیزهای منفی که ممکن است اتفاق بیفتد، در عوض می توانید تشخیص دهید که در صورت وقوع چه کاری انجام می دهیداتفاق می افتد.[]

    5. احساسات خود را احساس کنید

    احساسات (از جمله ترس ها) به این معناست که در بدن شما احساس شوند، نه اینکه به طور منطقی در ذهن پردازش شوند. بیشتر افرادی که اضطراب زیادی را تجربه می‌کنند، این اشتباه را انجام می‌دهند که سعی می‌کنند به راه‌های خود فکر کنند و از احساسات خود بیرون بیایند، که فقط آنها را بیشتر گیر می‌کند.[] یک راه بهتر و سریع‌تر برای پردازش احساسات این است که آن‌ها را در بدن خود احساس کنید.

    اگر مطمئن نیستید که چگونه احساسات خود را احساس کنید، مراحل زیر را امتحان کنید:

    • معده، سینه، گلو و غیره>6. برای رسیدن به نتیجه ای که می خواهید فعال باشید

      وقتی نگران هستید، زمان و انرژی زیادی را صرف فکر کردن به نتایجی می کنید که نمی خواهید. استفاده بهتر از این زمان و انرژی، تلاش برای رسیدن به نتیجه ای است که می خواهید. با برداشتن گام‌های پیشگیرانه به سمت نتایجی که می‌خواهید، در واقع تلاش می‌کنید تا این نتیجه را محتمل‌تر کنید، و نتیجه‌ای را که نمی‌خواهید کمتر رخ دهد.[]

      به‌عنوان مثال، به‌جای اینکه ساعت‌ها در مورد آن نگران باشید.سرطان یا سایر بیماری‌های پزشکی که ممکن است برای شما تشخیص داده شود، می‌توانید از این زمان برای ایجاد عادات سبک زندگی سالم‌تر استفاده کنید. به عنوان مثال، ورزش بیشتر، خواب کافی و خوردن غذاهایی که بدن شما را تغذیه می کنند (در مقایسه با غذاهای ناسالم و کالری های خالی) سلامت شما را بهبود می بخشد و حتی می تواند سال ها به زندگی شما اضافه کند.

      7. برای دیدن نمای بزرگ، بزرگنمایی کنید

      تمرکز بیش از حد روی یک مشکل یا نگرانی کوچک واقعاً آسان است، اما بزرگنمایی بیش از حد می تواند باعث شود که این مشکلات بسیار بزرگتر از آنچه هستند احساس کنند. یک راه خوب برای بازگرداندن مشکلات خود به مقیاس بزرگنمایی و گرفتن یک تصویر بزرگ است. این یکی دیگر از مهارت‌های تغییر چارچوب CBT است که می‌تواند به شما کمک کند نگرانی‌های خود را در چارچوب قرار دهید.[]

      در اینجا چند راه برای کوچک‌نمایی و دیدن نمای بزرگ تصویر زمانی که بیش از حد روی چیز کوچکی تمرکز می‌کنید وجود دارد:

      • از خود بپرسید که آیا این مشکل یا مشکل تا 1 سال، 5 سال یا 10 سال دیگر همچنان اهمیت خواهد داشت. شما قادر هستید.
      • لیستی از برخی از چیزهای بزرگتر، مهمتر و مثبت تری که در زندگی خود دارید تهیه کنید تا زمینه بیشتری پیدا کنید.

    8. درباره ترس‌های خود با کسی که به او اعتماد دارید صحبت کنید

    یک راه دیگر برای دور کردن قدرت از نگرانی‌هایتان این است که آشکارا درباره آنها با افرادی که به آنها اعتماد دارید صحبت کنید. با این کار ترس خود را از بین می بریداتاق پژواک ذهن شما است و می‌تواند از افرادی که شما را می‌شناسند و دوست دارند، اطلاعات منطقی دریافت کند.

    گاهی اوقات، وقتی آن را با صدای بلند می‌گوییم، ترس آنقدر مضحک به نظر می‌رسد که به چیزی خنده‌دار تبدیل می‌شود که می‌توانیم به آن بخندیم. مواقع دیگر، صحبت کردن با فردی که به او اعتماد داریم می‌تواند به ما کمک کند تا با ترس‌های خود به روشی سطح‌تر کار کنیم و در عین حال از حمایت عاطفی نیز برخوردار شویم.[]

    اگر در صحبت کردن درباره احساسات مشکل دارید، ممکن است این مقاله را در مورد چگونگی بیان بیشتر دوست داشته باشید.

    9. شجاعت خود را احضار کنید و کاری شجاعانه انجام دهید

    شجاعت بهترین پادزهر برای ترس است و همیشه شامل ترسیدن اما به هر حال انجام کاری است. شجاع بودن ترس‌های شما را کاهش نمی‌دهد، اما شما را بزرگ‌تر و قوی‌تر می‌کند، به این معنی که ترس‌های شما احساس می‌کنید کوچک‌تر می‌شوند.[][]

    حتی اقدامات کوچک شجاعانه می‌تواند به شما کمک کند شجاع‌تر، قوی‌تر و اعتماد به‌نفس‌تر شوید. اقدامات خاص شجاعانه ای که بیشترین کمک را به شما می کند به ترس هایی که دارید بستگی دارد. در اینجا چند نمونه از راه‌های شجاعت در مواجهه با ترس‌های رایج آورده شده است:

    • با ترس از طرد شدن با صحبت بیشتر، معرفی خود، صحبت با غریبه‌ها، درخواست از افراد در قرار ملاقات، یا پیام‌رسانی به افراد در برنامه دوست مواجه شوید.
    • با گرفتن عکس‌های بیشتر با ترس از شکست مواجه شوید، با انجام یک اشتباه مشکلی نداشته باشید، همیشه در هنگام تلاش دوباره بخندید.
    • با عمل به قول خود و ادامه دادن با ترس از تعهد روبرو شویدقول هایی که به خود و دیگران می دهید و به افراد نزدیکتان می گویید که چه احساسی دارید.

    10. روی چیزهایی که می توانید کنترل کنید تمرکز کنید

    یکی از بزرگترین اشتباهاتی که می تواند منجر به نگرانی شود، تمرکز روی چیزهایی است که خارج از کنترل شما هستند تا متوقف، تغییر یا اصلاح شوند. در هر موقعیت بدی، همیشه برخی جنبه‌ها در کنترل شما هستند و تمرکز روی آنها می‌تواند به شما کمک کند از تله نگرانی جلوگیری کنید.[]

    در اینجا چند نمونه از راه‌های تمرکز مجدد بر روی چیزهایی که تحت کنترل شما هستند آورده شده است:

    • از فرمول «اگر-آنگاه» برای ارائه یک برنامه استفاده کنید

    افتتاحیه ها"

    • به جای خود موقعیت، روی واکنش خود به یک موقعیت تمرکز کنید

    مثال: "من نمی توانم قیمت بنزین را کنترل کنم، اما می توانم روی بودجه خود کار کنم تا در صورت نیاز فضای بیشتری برای حرکت داشته باشم." پاسخ خواهم داد، اما باید روشن کنم که واقعاً احساس ناراحتی می‌کنم و می‌توانم از شخص دیگری در تیمم استفاده کنم.»

    11. سطوح استرس خود را مدیریت کنید

    استرس و اضطراب اغلب دوتایی به وجود می آیند. استرس و اضطراب هر دو از یکدیگر تغذیه می کنند، به همین دلیل است که اگر می خواهید نگرانی و اضطراب خود را کنترل کنید، مدیریت سطوح استرس بسیار مهم است. با نگه داشتن خودسطح استرس پایین است، متوجه خواهید شد که کمتر مضطرب هستید و می توانید افکار نگران کننده خود را کنترل کنید.[][][]

    در اینجا چند نکته اثبات شده برای مدیریت و کاهش استرس آورده شده است:[][][]

    • از نظر بدنی فعال تر باشید : ثابت شده است که فعالیت بدنی و ورزش سطوح هورمون های استرس را کاهش می دهد و استرس را کاهش می دهد. استرس و فعالیت ضد اضطراب ثابت شده، و حتی اختصاص ۱۵ دقیقه در روز برای مدیتیشن هدایت‌شده می‌تواند به کاهش استرس شما کمک کند.
    • به برنامه خواب پایبند باشید : داشتن 7 تا 8 ساعت خواب در شب برای سلامت جسمی و روانی شما بسیار مهم است و ثابت شده است که به کاهش استرس کمک می‌کند و به کاهش استرس کمک می‌کند. s (از جمله الکل) می تواند نگرانی فوری را تسکین دهد، اما در درازمدت می تواند اضطراب را بدتر کند.
    • ارتباط با دیگران : به خود فشار بیاورید تا اجتماعی تر باشید و زمان بیشتری را با افرادی که به آنها اهمیت می دهید بگذرانید—این به خلق و خوی شما کمک می کند و استرس شما را کاهش می دهد.

    12. فعال باشید و برای نتیجه ای که می خواهید کار کنید

    اضطراب معمولاً زمانی رخ می دهد که احساس نمی کنید کنترل یا اطمینان دارید، به همین دلیل است که فعال بودن می تواند به قطع افکار و احساسات نگران کننده کمک کند.

    همچنین ببینید: تماس چشمی مطمئن - چقدر زیاد است؟ چگونه آن را نگه داریم؟



    Matthew Goodman
    Matthew Goodman
    جرمی کروز یک علاقه‌مند به ارتباطات و متخصص زبان است که به افراد کمک می‌کند تا مهارت‌های مکالمه خود را توسعه دهند و اعتماد به نفس خود را برای برقراری ارتباط مؤثر با هر کسی تقویت کنند. جرمی با پیشینه زبان شناسی و اشتیاق به فرهنگ های مختلف، دانش و تجربه خود را ترکیب می کند تا نکات، استراتژی ها و منابع عملی را از طریق وبلاگ به رسمیت شناخته شده خود ارائه دهد. هدف مقاله‌های جرمی با لحنی دوستانه و قابل ربط، توانمندسازی خوانندگان برای غلبه بر اضطراب‌های اجتماعی، ایجاد ارتباط و به جا گذاشتن تأثیرات ماندگار از طریق مکالمات تأثیرگذار است. جرمی بر این باور است که چه در محیط‌های حرفه‌ای، چه گردهمایی‌های اجتماعی یا تعاملات روزمره، هرکسی این پتانسیل را دارد که توانایی ارتباطی خود را باز کند. جرمی از طریق سبک نوشتاری جذاب و توصیه‌های عملی خود، خوانندگان خود را به سمت تبدیل شدن به افرادی با اعتماد به نفس و بیانی راهنمایی می‌کند و روابط معناداری را در زندگی شخصی و حرفه‌ای آنها تقویت می‌کند.