اگر تناسب ندارید چه کاری باید انجام دهید (نکات عملی)

اگر تناسب ندارید چه کاری باید انجام دهید (نکات عملی)
Matthew Goodman

فهرست مطالب

«احساس می‌کنم در هیچ کجای این دنیا مناسب نیستم. من گروهی از دوستان ندارم، و در محل کار مناسب نیستم. من هم با خانواده ام هیچ شباهتی ندارم. احساس می‌کنم جایی در جامعه برای من وجود ندارد.»

این احساس سخت است که شما با آن تناسب ندارید. تعلق داشتن یکی از نیازهای اساسی ما است.

همه ما دوره‌هایی را سپری می‌کنیم که احساس تنهایی می‌کنیم یا احساس تنهایی می‌کنیم. گاهی اوقات، این فقط یک احساس یا یک مشکل کوتاه‌مدت است. با این حال، مواقع دیگر، مسئله عمیق‌تری وجود دارد که نیاز به حل دارد.

به ما گفته می‌شود که خودمان باشیم، اما این همیشه ساده نیست. و چه اتفاقی می‌افتد وقتی سعی می‌کنیم خودمان باشیم، اما شخص دیگری را پیدا نمی‌کنیم که به نظر می‌رسد با او ارتباط داریم؟

چرا من در آن جا نمی شوم؟

افسردگی و اضطراب می تواند باعث شود که فردی احساس کند که در آن جا نیست. ممکن است شما فردی درونگرا باشید که از بودن در گروه ها لذت نمی برد. یا ممکن است باور داشته باشید که مشکلی در شما وجود دارد و وقتی از دیگران فاصله می گیرید احساس امنیت بیشتری می کنید.

چگونه به جایی که به آن تعلق دارم بیابم؟

بهترین راه برای یافتن جایی که به آن تعلق دارید این است که خودتان را بشناسید. تو به چه چیزی علاقه داری؟ شجاعت امتحان کردن چیزهای جدید را پیدا کنید و خودتان به مکان های جدید بروید. انجام کارهای مختلف به شما امکان می دهد با افرادی که در غیر این صورت هرگز آنها را ندیده اید صحبت کنید.

اگر با آنها سازگار نیستید چه کاری انجام دهید

1. در نظر بگیرید که چگونه خود را می بینید

وقتی احساس می کنید یک فرد خارجی هستید، ممکن است این احساس بر اساس واقعیت ها باشد یا نباشد.

برای مثال، اگر داریدسرگرمی‌ها، حتی اگر چیزی نباشد که معمولاً به آن علاقه دارید.

به خاطر داشته باشید که برای نسل‌های مختلف باورهای متناقض بسیار رایج است. و در حالی که برخی از کودکان نظرات والدین خود را اتخاذ می کنند، برخی دیگر چنین نمی کنند.

چیزهای غیر مناقشه برانگیز را در مورد زندگی خود به اشتراک بگذارید

متأسفانه، گاهی اوقات خانواده ما نمی توانند ما را در سطح احساسی مورد نیاز ما ملاقات کنند. ممکن است چندین موضوع وجود داشته باشد که نتوانیم بدون دریافت نظرات قضاوتی درباره آنها صحبت کنیم.

راه حل ممکن است پیدا کردن موضوعات "ایمن" باشد که بتوانید در مورد آنها با خانواده خود صحبت کنید. به این ترتیب، به نظر می‌رسد که بدون دادن چیزهای زیادی به اشتراک می‌گذارید.

موضوعات امن می‌توانند شامل اطلاعات عملی درباره سرگرمی‌ها یا زندگی روزمره شما باشند. (به عنوان مثال، "به نظر می رسد گوجه های من واقعاً خوب رشد می کنند. من مطمئن نیستم که چرا خیارها رشد نمی کنند.") می توانید قبل از ملاقات درباره موضوعاتی فکر کنید که می توانید از قبل با آنها صحبت کنید.

پیشنهاد انجام یک فعالیت با هم را بدهید

گاهی اوقات ممکن است گفتگو با اعضای خانواده سخت باشد. در بسیاری از موارد، انجام کاری با هم می تواند به شما کمک کند تا احساس صمیمیت بیشتری داشته باشید و در مواقعی که خلأهایی در مکالمه وجود دارد، چیزی برای صحبت کردن به شما می دهد. آیا چیزی وجود دارد که خانواده شما برای تلاش با هم آماده باشند؟ برای مثال، می‌توانید پیاده‌روی، آشپزی، بازی‌های رومیزی یا تماشای یک فیلم را پیشنهاد کنید.

عدم تناسب با گروه‌ها

این طبیعی است که وقتی در گروهی از افراد هستید، احساس نابجا بودن کنید.به خوبی یکدیگر را می شناسند در اینجا چند نکته وجود دارد:

لبخند بزنید و تماس چشمی برقرار کنید

هنگامی که فردی در حال صحبت است، لبخند زدن و سر تکان دادن به او سیگنالی می دهد که به او گوش می دهیم و او را می پذیریم. شما به عنوان یک فرد دوستانه ظاهر می شوید که از بودن در اطراف خود لذت می برید، حتی اگر مشارکت زیادی در بحث نداشته باشید.

برای اطلاعات بیشتر، راهنمای عمیق ما را در مورد نحوه برقراری تماس چشمی بخوانید.

مکالمات گروهی را تمرین کنید

صحبت کردن با افراد در یک گروه با صحبت کردن یک به یک متفاوت است. هنگامی که در یک گروه صحبت می کنید، بهتر است سعی نکنید بر مکالمه تسلط داشته باشید، بلکه بدانید چه زمانی و چگونه صحبت کنید. راهنمای عمیق ما را در مورد پیوستن به مکالمات گروهی بخوانید.

انرژی خود را با گروه تطبیق دهید

سعی کنید سطح انرژی گروه ها را متوجه شوید – نه فقط به آنچه می گویند، بلکه نحوه بیان آن ها. گاهی اوقات، ممکن است لازم باشد سطح انرژی خود را افزایش دهید تا با یک گروه هماهنگ شوید، اگر آنها سرزنده هستند و در اطرافشان شوخی می کنند. در مواقع دیگر گروه بحث جدی خواهد داشت و ممکن است جوک سازی مناسب نباشد. 9>

به تازگی کار جدیدی را شروع کرده اید و هیچ یک از همکاران خود را نمی شناسید، پس (در حال حاضر) یک خارجی هستید. یادآوری اینکه این نوع موقعیت‌ها موقتی است و اکثر مردم احساس می‌کنند در مقطعی از زندگی‌شان مناسب نیستند، می‌تواند به خود کمک کند.

اما در موارد دیگر، هر چقدر هم که تلاش می‌کنیم، به نظر می‌رسد که ما هرگز در آن جا نمی‌شویم. این ممکن است به این دلیل باشد که شما در حال مرتکب اشتباهات اجتماعی هستید، اما ممکن است به نحوه دید شما نیز برگردد. ممکن است احساس «ناسازگاری» شما ناشی از خود قضاوتی باشد.

به عنوان مثال، اگر فکر می کنید «عجیب» یا «عجیب» هستید، ممکن است همیشه احساس کنید که با آن تناسب ندارید. اگر این موضوع آشنا به نظر می رسد، به مقاله ما در مورد اینکه اگر شخصیت خود را دوست ندارید چه کاری باید انجام دهید مراجعه کنید.

2. تظاهر به شخص دیگری نکنید

گاهی اوقات، ما مجبوریم خود را با موقعیت ها یا محیط های خاصی وفق دهیم. به عنوان مثال، ما به روشی مودبانه تر با والدین یا رئیس خود صحبت خواهیم کرد. اما اگر سعی کنید هسته اصلی خود را تغییر دهید یا پنهان کنید، به مبارزه ادامه خواهید داد. حتی اگر از این طریق موفق شوید دوستانی پیدا کنید، باز هم احساس می کنید که با آن سازگار نیستید زیرا خود واقعی خود را نشان نمی دهید.

3. از زبان بدن دوستانه استفاده کنید

زبان بدن نقش مهمی در درک دیگران از ما دارد. وقتی عصبی هستیم، ممکن است بدنمان را منقبض کنیم، دست‌هایمان را روی هم بگذاریم، و حالتی جدی در صورتمان داشته باشیم.

هنگامی که با دیگران صحبت می‌کنیم، به نحوه نگه داشتن بدن خود توجه کنید. سعی کنید فک و پیشانی خود را شل کنید.ما نکات بیشتری در مورد اینکه چگونه دوستانه و قابل دسترس به نظر برسید داریم.

4. بیاموزید که چگونه باز شوید

بخشی از سازگاری با دیگران، به اشتراک گذاری درباره خودمان است. شنونده خوب بودن مهم است، اما بیشتر مردم به دنبال روابط متعادل هستند. وقتی دیگران با ما هم‌رسانی می‌کنند، احساس راحتی بیشتری می‌کنیم. باز شدن با دیگران ترسناک است، اما روابط شما را با ارزش تر می کند.

دانستن اینکه در چه مرحله ای از رابطه چقدر باید به اشتراک بگذارید دشوار است. ما یک مقاله عمیق در مورد نحوه باز شدن با مردم داریم.

5. بر مسائل اعتماد غلبه کنید

برای هماهنگی با مردم، باید سطح مشخصی از اعتماد را به آنها بدهیم. اعتماد به دیگران می تواند ترسناک باشد، به خصوص اگر قبلاً صدمه دیده باشید. با این حال، اعتماد چیزی است که می‌توانیم آن را بیاموزیم و پرورش دهیم.

در راهنمای ما برای ایجاد اعتماد در روابط بیشتر بخوانید.

6. سوال بپرسید

با پرسیدن سوال به دیگران علاقه نشان دهید. مردم دوست دارند درباره خودشان صحبت کنند، تا زمانی که به نظر می‌رسد به جای اینکه از محل قضاوت بیایید، از روی علاقه واقعی سؤال می‌کنید.

مطمئن شوید که سؤالاتی که می‌پرسید مرتبط با موضوعی است که آنها درباره آن صحبت می‌کنند و خیلی شخصی نیستند. بعداً می‌توانید سؤالات شخصی بیشتری بسازید.

به عنوان مثال، اگر شخصی به این موضوع اشاره کرد که اخیراً از هم جدا شده است، به جای دلیل جدایی، از مدت زمانی که با هم بوده‌اند بپرسید. آنها بیشتر شخصی را به اشتراک خواهند گذاشتاطلاعات اگر و زمانی که آنها آماده هستند.

همچنین ببینید: چگونه مکالمات سختی داشته باشیم (شخصی و حرفه ای)

7. سعی کنید زمینه های مشترک پیدا کنید

مردم تمایل دارند افرادی را که شبیه به آنها هستند دوست داشته باشند. اگر کسی هستید که احساس می‌کنید با آن تناسب ندارید، این می‌تواند باعث شود که احساس کنید هیچ‌کس شما را دوست نخواهد داشت. اما حقیقت این است که ما معمولاً می‌توانیم چیزی مشترک با شخصی که با او صحبت می‌کنیم پیدا کنیم، حتی اگر این فقط به فنجان‌های نودل کره‌ای علاقه داشته باشد.

سعی کنید یک بازی کوچک انجام دهید که در آن تصور می‌کنید با هر فردی که ملاقات می‌کنید وجه اشتراکی دارید. هدف شما این است که بفهمید این شباهت چیست.

همچنین ببینید: چگونه یک دوست را متقاعد کنیم که به درمان برود

برای راهنمایی بیشتر در مورد این موضوع، راهنمای ما را در مورد چگونگی کنار آمدن با دیگران بررسی کنید. برای تمرین یافتن زمینه های مشترک، می توانید ایده هایی از چیزهای جالب برای صحبت پیدا کنید.

8. اگر مضطرب یا افسرده هستید کمک بگیرید

افسردگی و اضطراب می تواند مانعی برای برقراری ارتباط با افراد دیگر باشد. آنها می توانند شما را به این باور برسانند که لایق توجه دیگران نیستید.

می توانید روی این مسائل با یک درمانگر یا مربی کار کنید، که به شما کمک می کند مشکلات خود را مشخص کنید و راه حل هایی متناسب با موقعیت خاص خود پیدا کنید. کتاب‌های خودیاری، دوره‌های آنلاین و گروه‌های پشتیبانی نیز ممکن است مفید باشند. ما همچنین راهنمایی در مورد نحوه دوست یابی در هنگام افسردگی داریم.

کار بر روی چارچوب بندی مشکل خود به روشی خاص تر می تواند به شما در غلبه بر آن کمک کند. به عنوان مثال، "من باید روی احساس ارزشمندی خود کار کنم" یا تلاش برای غلبه بر احساسات شما از اینکه احساس قضاوت می کنید بیشتر است.مشکلات قابل کنترل نسبت به "من فقط در آن جا نمی شوم."

9. مردم را مسخره نکنید و آنها را مسخره نکنید

شما ممکن است ببینید که افراد یکدیگر را مسخره می کنند و بخواهید در آن شرکت کنید. وقتی به کسی نزدیک شدیم و با او احساس امنیت می کنیم، مسخره کردن و شوخی کردن می تواند یک فعالیت سرگرم کننده باشد که رابطه را مستحکم می کند. با این حال، زمانی که سعی می‌کنید خود را با خود هماهنگ کنید، دیگران را تا زمانی که نسبتاً مطمئن نشدید که چگونه این کار را می‌کنند، آزار ندهید.

ناسازگاری در محل کار

درک انتظارات محل کار

برای هماهنگی در محل کار، باید قوانین و هنجارهای اجتماعی محل کار خود را درک کنید. محل کار شما ممکن است مکانی رسمی باشد که از مردم انتظار دارد زندگی شخصی خود را خصوصی نگه دارند. از سوی دیگر، در برخی از محل‌های کار، می‌بینید که رئیس هنگام ناهار درباره بازی‌های ویدیویی با کارمندان صحبت می‌کند.

سعی کنید رفتار دیگران در محل کار را مشاهده کنید. آیا آنها هنگام صحبت با یکدیگر از طنز استفاده می کنند یا عمدتاً رسمی هستند؟ آیا همکاران شما در مورد خانواده و سرگرمی های خود از یکدیگر می پرسند یا صحبت ها بر سر کار است؟ آیا رفتن به سمت میزهای افراد و پرسیدن سوال مشکلی ندارد، یا از شما انتظار می رود که از طریق ایمیل با هم ارتباط برقرار کنید؟

بعضی از افراد از نظر اجتماعی و حرفه ای بسیار متفاوت عمل می کنند، در حالی که برخی دیگر در داخل و خارج از محل کار به یک شکل عمل می کنند. درک نحوه حضور افراد در محل کار شما اولین گام برای جا افتادن است.

اگر محل کار شما رسمی است، تلاش برای زیباتر لباس پوشیدن ممکن است به شما کمک کند تا با شما سازگار شوید.محل کار معمولی تر است، اتخاذ یک نگرش مشابه می تواند کمک کند. به یاد داشته باشید، شما سعی نمی‌کنید کسی باشید که نیستید، بلکه فقط بخش‌های مختلف خود را نشان می‌دهید.

روراست باشید

در مورد مهارت‌ها، تجربه کاری، یا پیشینه‌تان دروغ نگویید تا با همکارانتان جا بیفتید یا تحت تأثیر قرار دهید. اگر کسی متوجه شود نتیجه معکوس خواهد داشت.

زیاد اشتراک گذاری نکنید

از اشتراک گذاری بیش از حد در محل کار خودداری کنید. به عنوان مثال، اگر کسی از شما در مورد خانواده‌تان سؤال کرد، لازم نیست بگویید: «من با پدرم ارتباطم را قطع کردم زیرا او الکلی است.» در عوض، چیزی مانند «من به خانواده‌ام نزدیک نیستم» را امتحان کنید.

به‌طور مشابه، از همکارانتان سؤالات شخصی زیادی نپرسید. به عنوان مثال، از یک همکار در مورد طلاق خود سوال نکنید، مگر اینکه او شروع به گفتگو کند. به حریم خصوصی همکارتان احترام بگذارید و بگذارید دوستی به طور طبیعی توسعه یابد. برخی از افراد ترجیح می دهند کار و زندگی شخصی خود را جدا نگه دارند. اگر صحبت را باز نکردند، آن را شخصی نگیرید.

موضوعات انفجاری را مطرح نکنید

معمولاً بهتر است بحث های سیاسی و اخلاقی را به دوستی های موجود خارج از محل کار ادامه دهید. سعی کنید موضوعات حساسی را مطرح نکنید که افراد ممکن است نظرات قوی در مورد آنها داشته باشند. اگر کسی چیزی می گوید که شما با آن مخالف هستید، از خود بپرسید که آیا ارزش آن را دارد که قبل از اظهار نظر درباره آن بحث کنید.

اگر در این مورد به کمک نیاز دارید، راهنمای ما را در مورد چگونگی سازگارتر بودن بخوانید.

غذاهای غذایی با همکاران میل کنید

یکی از بهترین راه ها برای ایجاد پیوند خوردن غذا است.یا قهوه استراحت پیوستن به کسی برای ناهار در ابتدا می تواند ترسناک باشد، اما آن را امتحان کنید. آیا مردم با هم بیرون می روند تا غذا بخورند؟ بپرسید که آیا می توانید به آن بپیوندید.

عدم تناسب در مدرسه

سعی کنید افراد همفکر پیدا کنید

یک مشکل رایج در بسیاری از محیط های اجتماعی و به ویژه در دبیرستان این است که ما فقط به افراد برونگرا و محبوب توجه می کنیم. ما ممکن است سخت تلاش کنیم تا با آنها هماهنگ شویم، اما در تلاش هستیم که بدانیم چگونه این کار را انجام دهیم. در این فرآیند، ممکن است دلتنگ افراد جالب و مهربان دیگری باشیم که ممکن است به خوبی با آنها کنار بیاییم.

برای یافتن افراد همفکر، به اطراف نگاه کنید. سعی کنید به چیزی در مورد همه افراد کلاس خود توجه کنید. آیا همکلاسی ای وجود دارد که اغلب با او در مورد هنر صحبت می کنید؟ شاید شما هم با همکلاسی که با هدفون در اطراف راه می‌رود، سلیقه مشابهی در موسیقی داشته باشید. از شانس بچه خجالتی که کنار هم می نشیند، استفاده کنید.

برای چیزهایی که به آنها علاقه دارید به گروه ها بپیوندید یا در نظر بگیرید که یکی را شروع کنید. برای راهنمایی های بیشتر، راهنمای ما در مورد یافتن افراد همفکر را بخوانید.

چیزهای جدید را امتحان کنید

مثلاً می شنوید که همکلاسی ها در مورد ملاقات برای بازی بسکتبال صحبت می کنند. فکر می کنید « من بسکتبال بازی نمی کنم» . وقتی درباره سیاه چال ها و اژدها صحبت می کنند، شما می گویید، "من نمی دانم چگونه این کار را انجام دهم." وقتی در یک مهمانی هستید، کنار هم می نشینید و رقص دیگران را تماشا می کنید. شما سعی نمی کنید نمایش تلویزیونی جدیدی را که همه درباره آن صحبت می کنند تماشا کنید، زیرا تصور می کنید آن را دوست ندارید.

نهانسان با دانستن اینکه در چه چیزی خوب است یا چه چیزی را دوست دارد به دنیا می آید. ما از طریق آزمایش به این چیزها پی می بریم. درگیر شدن در چیزهایی که دیگران درگیر آن هستند به شما کمک می کند احساس کنید که با آنها سازگار هستید زیرا تجربه ای را با هم به اشتراک می گذارید.

البته، اگر قبلاً بدون شک می دانید که از یوگا متنفرید، سعی نکنید خود را مجبور کنید فقط با دیگران هماهنگ شوید. اما اگر چیزی وجود دارد که در مورد آن مطمئن نیستید، آن را امتحان کنید. ممکن است خودتان را شگفت زده کنید. حتی اگر در نهایت آن را دوست نداشته باشید، حداقل اکنون از تجربه می دانید.

گروه های مختلف دوستان را پرورش دهید

شما ممکن است تصویری در ذهن خود داشته باشید که دوستی چگونه باید باشد. ممکن است رویای داشتن یک دوست صمیمی را داشته باشید که همه کارها را با او انجام دهید.

این برای برخی افراد جواب می دهد، اما برخی دیگر چندین نفر دارند که کارهای متفاوتی با آنها انجام می دهند. برخی از دوستان ممکن است دوست داشته باشند با هم بازی های ویدیویی انجام دهند اما نیاز به مطالعه تنها داشته باشند. شما می توانید دوستان دیگری را برای مطالعه با آنها پیدا کنید، اما آنها ممکن است سرگرمی های مشابه شما نداشته باشند.

تفاوت های خود را بپذیرید

شاید باور داشته باشید که برای جا افتادن، باید شبیه دیگران باشید. شما باید همان برنامه های تلویزیونی را دوست داشته باشید، سرگرمی های یکسان، سلیقه یکسان در لباس ها و دیدگاه های مذهبی یا سیاسی مشابه داشته باشید.

حقیقت این است که بسیار نادر است که فردی را پیدا کنید که کاملاً شبیه او باشید. شما می توانید با کسی دوست بسیار صمیمی باشید حتی اگر نظرات مخالفی داشته باشید یا نظری در مورد آن نداشته باشیدچیزی که آنها به آن علاقه دارند.

به عنوان مثال، اگر کسی از شما بپرسد: "گروه مورد علاقه شما چیست؟"، گفتن اینکه شما یکی را ندارید، اشکالی ندارد، حتی اگر فکر می کند عجیب است. نیازی نیست در مورد همه چیز نظر داشته باشید. یا شاید گرایشی وجود داشته باشد که همه به آن علاقه دارند. اشکالی ندارد که آن را دوست نداشته باشید. فقط سعی کنید نظر خود را محترمانه بیان کنید، بدون اینکه از دیگران انتقاد کنید. هیچ کدام از شما درست یا نادرست نیستید. شما فقط متفاوت هستید

عدم تناسب با خانواده

احساس این که به خانواده خود تعلق ندارید می تواند چالش برانگیز باشد، به خصوص زمانی که احساس می کنید دیگران در حال کنار آمدن هستند و شما گوسفند سیاه هستید.

ممکن است در دوران کودکی شما آسیب و رنجشی داشته باشید که مانع از احساس راحتی در کنار والدین، خواهر و برادر یا خانواده بزرگتان شود. شاید روش هایی را که در جوانی به شما آسیب رساندند را به یاد بیاورید و غلبه بر این تجربیات برایتان دشوار باشد. ممکن است متوجه شوید که حتی در حال حاضر، خانواده شما می توانند انتقاد کنند یا به مرزهای شما بی احترامی کنند بدون اینکه آنها حتی متوجه شوند. یا مشکل ممکن است فقط این واقعیت باشد که شما با آنها متفاوت هستید.

در مورد علایق و عقاید آنها کنجکاو باشید

شاید شما دیدگاه های متفاوتی در مورد مذهب یا فرهنگ داشته باشید. یا شاید از گذراندن وقت خود به روش های بسیار متفاوت لذت می برید.

به‌جای اینکه به خانواده‌تان بگویید که به خاطر عقایدشان اشتباه می‌کنند، سعی کنید بفهمید چرا آنها این احساس را دارند. از آنها در مورد شغلشان بپرسید یا




Matthew Goodman
Matthew Goodman
جرمی کروز یک علاقه‌مند به ارتباطات و متخصص زبان است که به افراد کمک می‌کند تا مهارت‌های مکالمه خود را توسعه دهند و اعتماد به نفس خود را برای برقراری ارتباط مؤثر با هر کسی تقویت کنند. جرمی با پیشینه زبان شناسی و اشتیاق به فرهنگ های مختلف، دانش و تجربه خود را ترکیب می کند تا نکات، استراتژی ها و منابع عملی را از طریق وبلاگ به رسمیت شناخته شده خود ارائه دهد. هدف مقاله‌های جرمی با لحنی دوستانه و قابل ربط، توانمندسازی خوانندگان برای غلبه بر اضطراب‌های اجتماعی، ایجاد ارتباط و به جا گذاشتن تأثیرات ماندگار از طریق مکالمات تأثیرگذار است. جرمی بر این باور است که چه در محیط‌های حرفه‌ای، چه گردهمایی‌های اجتماعی یا تعاملات روزمره، هرکسی این پتانسیل را دارد که توانایی ارتباطی خود را باز کند. جرمی از طریق سبک نوشتاری جذاب و توصیه‌های عملی خود، خوانندگان خود را به سمت تبدیل شدن به افرادی با اعتماد به نفس و بیانی راهنمایی می‌کند و روابط معناداری را در زندگی شخصی و حرفه‌ای آنها تقویت می‌کند.