اگر زمان زیادی را با یک دوست می گذرانید چه کاری باید انجام دهید

اگر زمان زیادی را با یک دوست می گذرانید چه کاری باید انجام دهید
Matthew Goodman

دوستی داشتم که تقریباً هر روز با او معاشرت می کردم. اولش بدم نمی آمد، اما بعد از مدتی از کارهای کوچکی که انجام می داد، بیشتر و بیشتر اذیت شدم. در نهایت، ما از هم جدا شدیم.

امروز، همه تجربیاتم را در مورد گذراندن زمان زیاد با یک دوست به اشتراک می‌گذارم.

  • در , در مورد زمان معقولی برای گذراندن با یک دوست صحبت می‌کنم.
  • در , من در مورد اینکه چگونه کمتر به یک دوست وابسته باشیم صحبت می‌کنم. OU ممکن است کسی باشد که دوست شما را آزار دهد.
  • در , من نحوه بیان این موضوع را با یک دوست به اشتراک می گذارم که چیزی مرا آزار می دهد. (سخت است، اما می تواند ارزشش را داشته باشد.)

1. بیاموزید که چقدر زمان برای گذراندن با یک دوست طبیعی است

به خودی خود بد نیست که با هم وقت بگذرانید. فقط این است که می تواند خطر عصبانی شدن از کسی را افزایش دهد. هر چه زمان بیشتری را با هم بگذرانید، مزاحمت ها بیشتر می شود.

در اینجا دستورالعمل‌های من برای گذراندن زمان سالم با یک دوست خوب وجود دارد.

آنچه در دوران کودکی/نوجوانی عادی است

بگویید که هر روز 6 ساعت در مدرسه یکدیگر را می‌بینید. (اگر 8 ساعت در مدرسه هستید، ممکن است 6 ساعت با هم باشید). همراه با آن، 1 ساعت بعد از مدرسه و 2 تا 3 ساعت در تعطیلات آخر هفته همدیگر را می بینید.

اگر کسی را تا این حد می بینید، و همچنان می خواهید زمان بیشتری را با او بگذرانید،این؟

در اینجا به یکی از دوستانم گفتم که از شوخی او خوشم نمی آید:

"این یک جزئیات است، اما هنوز چیزی است که من به آن فکر می کردم. آخرین بار که شوخی کردید، گفتید [مثال می‌آورید] و فکر می‌کنم کمی بیش از حد بود. احتمالاً حتی به آن فکر نکرده‌اید، اما این باعث شد کمی احساس ناراحتی کنم. می دانم که شوخ طبعی شما این گونه است و اغلب خنده دار است، اما گاهی اوقات بیش از حد است.»

اینطوری به یکی از دوستان می گویم که زمان زیادی را صرف می کنیم:

«فکر می کنم هفته آینده باید خودم را آرام کنم، زیرا من بیش از حد تحریک شده ام و اخیراً خیلی اجتماعی شده ام، شاید بتوانیم به جای شما در یک هفته پس از یک هفته با شما آشنا شویم؟ می خواهم همدیگر را ملاقات کنیم، نه به این صورت.

در اینجا به دوست دیگری گفتم که بیش از حد در مورد خودش صحبت کرده است.

«می دانم که در حال حاضر دوران بسیار سختی را پشت سر می گذارید و من واقعاً برای شما احساس می کنم. اما گاهی اوقات برای من خیلی زیاد می شود و احساس می کنم اغلب در مورد شما صحبت می کنیم، اما شما به من یا دنیای من علاقه ای ندارید."

اما نکته کلیدی این است که قاطع باشید اما همچنان درک کنید. وقتی نشان می‌دهید که درک می‌کنید، شانس خوبی برای کمک به بهبود بخشیدن به کسی دارید.

در این مرحله، او را از مشکل آگاه کرده‌اید. شما می توانید به آنها مثال بزنید و به آنها کمک کنید، اما اراده کنیدتغییر باید از آنها حاصل شود. اگر این کار نکرد، می‌توانید روی آن کار کنید تا کمتر به یک یا چند دوست وابسته باشید.

در مورد این موضوع چه مشکلاتی دارید؟ آیا جنبه ای از گذراندن زمان زیاد با یک دوست وجود داشت که من در راهنما به آن اشاره نکردم؟ به من اطلاع دهید!

9> >این خطر وجود دارد که آنها احساس کنند شما بیش از حد مستبد یا نیازمند هستید. در این صورت، می تواند خوب باشد که یک قدم به عقب برگردید تا جایی برای انجام کارهای دیگر در زندگی خود داشته باشند.

آنچه در بزرگسالی طبیعی است

بگویید که 4 ساعت در روز در محل کار یکدیگر را می بینید. علاوه بر این، نیم ساعت بعد از کار یا آخر هفته ها (در حال خوردن قهوه و غیره) یکدیگر را می بینید.

یا در محل کار با آن شخص ملاقات نمی کنید. درعوض، یک یا دو بار در طول هفته‌ها برای یک قهوه و گپ ملاقات می‌کنید و سپس ممکن است یک تا دو ساعت در تعطیلات آخر هفته فعالیتی را انجام دهید.

اگر قبلاً این مدت دوستتان را می‌بینید، درخواست برای دیدن او حتی بیشتر می‌تواند برای او احساس سختی کند. آنها ممکن است احساس کنند که برای کارهای دیگری که می خواهند انجام دهند وقت ندارند. در این صورت، یک قدم به عقب بردارید و اجازه دهید دفعه بعد شروع کنند.

با بزرگتر شدن، معمولاً زمان کمتری را با دوستان می گذرانیم و با کسانی که وقت خود را با آنها می گذرانیم حساس تر می شویم. این طبیعی است.

"من خیلی کمتر از این مدت زمان را با هم می گذرانم، اما باز هم به نظر خیلی زیاد است!"

پس ممکن است در دوستی شما عدم تعادل وجود داشته باشد:

شخصی فضای بیشتری را نسبت به دیگری اشغال می کند، کسی انرژی بیشتری را اشغال می کند، شخصی بیشتر از دیگری عادت منفی دارد، یا فردی بیشتر در مورد این موضوع صحبت می کند. برای اینکه ببینم آیا در یک دوستی یک طرفه هستید یا نه.

"چه می شود اگر زمان بیشتری را با هم بگذرانماز این؟"

من دوستانی دارم که با آنها آنقدر خوب کلیک می کنم که در پایان می توانیم ساعت ها را با هم بگذرانیم. اینها دوستانی هستند که تقریباً هیچ "اصطکاک" در آنها وجود ندارد: هیچ چیز خاصی در آنها وجود ندارد که مرا آزار دهد.

اگر در مورد چیزهای کوچک با کسی عصبانی می شوید، این نشانه آن است که اگر زمان کمتری را با هم سپری کنید، رابطه شما بهتر می شود. همچنین می تواند نشانه ای از این باشد که باید در مورد آن مزاحمت ها صحبت کنید تا بزرگتر نشوند. (من در مورد چگونگی صحبت کردن با کسی که می خواهید زمان خود را در آن محدود کنید می نویسم)

2. اگر فقط چند نفر را دارید که با آنها باشید، دوستان جدید پیدا کنید

وقتی کوچکتر بودم و فقط 1 یا 2 دوست خوب داشتم، اغلب متوجه می شدم که زمان زیادی را با آنها سپری می کردم. (صرفاً به این دلیل که گزینه‌های زیادی نداشتم.) این بد بود زیرا به تعداد کمی از دوستی‌هایی که داشتم دچار تنش شد. من بیش از حد نیازمند و خواستار می شوم.

کاری که انجام دادم این بود که اولویت اصلی خود را پیدا کردن دوستان بیشتر قرار دادم. اگر دوستان بیشتری دارید، نیازی ندارید که زمان زیادی را با هر یک از آنها صرف کنید .

تلاش فعالانه برای بهبود مهارت‌های اجتماعی و ایجاد یک حلقه اجتماعی بهترین انتخاب زندگی من بوده است:

وقتی دوستان زیادی برای انتخاب دارید، هرگز مجبور نیستید با کسی معاشرت کنید فقط به این دلیل که او تنها گزینه شماست.

گسترش حلقه اجتماعی شما به دو چیز بستگی دارد:

  1. زندگی برون‌گرایانه‌تر. راهنمای من در مورد چگونگی بودن را اینجا بخوانیدبرون‌گرا.
  2. مهارت‌های اجتماعی خود را بهبود می‌بخشید. مهارت های اجتماعی به شما کمک می کند از بین افرادی که ملاقات می کنید دوستان صمیمی پیدا کنید. این آموزش مهارت های اجتماعی من است.

همه می توانند یاد بگیرند که در دوست یابی واقعا خوب باشند. با وجود اینکه فکر می‌کردم از نظر اجتماعی ناتوان به دنیا آمده‌ام، در نهایت در دوست‌یابی بسیار خوب شدم.

انواع دوستانی که نمی خواهید زمان زیادی را با آنها بگذرانید

3. فقط زمان با کیفیت بگذرانید و سایر تعاملات را کاهش دهید

اگر کار می‌کنید، به مدرسه می‌روید یا با دوست خود زندگی می‌کنید، سخت است که از گذراندن زمان زیادی با آنها اجتناب کنید.

اگر با هم کار می‌کنید یا با هم زندگی می‌کنید، یا هر دو، باید حد و مرزهایی را برای یک رابطه سالم تعیین کنید. به خصوص اگر با گذشت زمان بیشتر و بیشتر از این شخص عصبانی می شوید. در این مورد، ممکن است از نظر شخصیتی مناسب باشید، اما زمان زیادی را با هم می گذرانید .

(من شخصاً از اشتراک آپارتمان با بهترین دوستانم اجتناب می کنم زیرا نمی خواهم این دوستی ها را تیره کنم)

این چیزی است که توصیه می کنم:

از خود بپرسید چه زمانی از گذراندن وقت با این دوست لذت می برید.

شاید زمانی که در اطراف دیگران هستید یا زمانی که فعالیت خاصی انجام می دهید؟ مطمئن شوید که در این مدت زمانی را صرف کنید و در زمان های دیگر تا حد امکان از تعامل خود بکاهید.

اگر این برای وضعیت شما صدق نمی کند یا کار نمی کند، من در مورد چگونگی مطرح کردن وضعیت شما صحبت می کنمدوستی که در آن زمان زیادی را با هم می گذرانید.

4. همیشه وقت خود را با دوستانی که شما را آزار می دهند محدود کنید

آیا از دوست خود قدردانی می کنید، اما در مورد شخصیت یا رفتار او ناراحتی های کوچکی دارید؟

شاید آنها…

  • بیش از حد پرحرف هستند
  • منفی
  • خودمحور
  • از نظر سطح انرژی با شما بسیار متفاوت هستند
  • به شما بیشتر از علاقه مندی ها یا نگاه های متفاوت به شما متفاوت هستند
  • (یا چیز دیگری)

ما می توانیم همه آن نقاط را اصطکاک بنامیم. تفاوت ها لزوما بد نیستند - آنها چیزی هستند که ملاقات با مردم را جذاب می کند. اما گذراندن زمان زیاد با دوستی که دیگر دوستش ندارید می تواند بد باشد.

اگر چنین است، می توانید سعی کنید زمان را با این دوست فقط به یک بار در ماه محدود کنید.

این زمان معمولاً برای من کافی است تا ناراحتی های کوچک با کسی را فراموش کنم تا بتوانم با او در یک صفحه جدید ملاقات کنم.

یک استراتژی دیگر این است که فقط زمانی با این شخص وقت بگذرانید که دیگران در اطراف هستند. به این ترتیب مجبور نیستید دوستی خود را رها کنید، همچنان در پناه دیگران "محافظت" خواهید داشت بدون اینکه زمان زیادی را با هم بگذرانید.

سومین جایگزین این است که آنچه را که شما را آزار می دهد با دوست خود مطرح کنید. این سخت است و شخصاً نتایج خوب و بدی داشته ام. من یک دوست دارم که بسیار حواسش است. من صمیمانه و بدون تقابل به او گفتم که فکر می کنم شوخی های او خیلی مبتذل هستند. او برداشتکه و بلافاصله متوقف شد.

دوست دیگری بیش از حد در مورد خودش صحبت کرد و علاقه زیادی به دیگران نداشت. او به اندازه کافی خودآگاه نبود که مشکل را ببیند. در نتیجه من کمتر و کمتر او را دیدم و دوستی ما از بین رفت. در من به اشتراک می گذارم که چگونه آنچه را که شما را آزار می دهد با دوست خود مطرح کنید.

5. با دوستی صحبت کنید که شما را انتخاب می کند یا سمی است

اگر دوست شما سمی باشد چه می شود - یعنی با انتخاب کردن شما نسبت به خودتان احساس بدی ایجاد می کند یا باعث می شود احساس ارزشمندی کمتری داشته باشید؟ افراد سمی هنوز هم می توانند کاریزماتیک و سرگرم کننده باشند، اما شما می خواهید از تماس با کسی که باعث می شود نسبت به خودتان احساس بدی داشته باشید اجتناب کنید.

همچنین ببینید: 22 نشانه که زمان آن رسیده که دیگر دوستی با کسی نداشته باشید

من در جوانی دوستی مثل این داشتم. او همیشه با من خوب نبود، اما می‌ترسیدم او را از دست بدهم، زیرا دیگران زیادی برای معاشرت نداشتم.

من 3 توصیه دارم:

  1. سعی کنید با دوست خود صحبت کنید. (در صورتی که دوست شما حواسش جمع باشد و از نظر عاطفی بالغ باشد کار می کند.) من نحوه انجام آن را در .
  2. سعی کنید دوستی های جدیدی ایجاد کنید تا کمتر به آن دوست وابسته شوید. (این برای زندگی اجتماعی من شگفتی ایجاد کرد). من در مورد این موضوع در .
  3. اگر مطمئن نیستید، در مورد نشانه های یک دوستی سمی در اینجا بخوانید.

6. به این فکر کنید که آیا این دوستی بیشتر برای شما خوب است یا بد

لحظه ای وقت بگذارید و آخرین باری که خود و دوستتان با هم بودید را به یاد بیاورید. چه کار کردین؟ در این تمرین، مهم است که بر احساسات خود تمرکز کنید،به جای جزئیات بنابراین، اگر نتوانید همه چیز را همانطور که اتفاق افتاده به خاطر بسپارید، اشکالی ندارد.

سعی کنید و به یاد بیاورید که در حین معاشرت شما و دوستتان چه احساسی داشتید. احساس مثبت بود یا منفی؟ بعد از آن چه احساسی داشتید؟ آیا بیشتر وقت خود را با هم به بحث و مجادله بر سر چیزهای کوچک می گذرانید، یا می خندیدید و احساس می کردید از یکدیگر حمایت می کنید؟

اگر احساسات شما به طور کلی منفی بود، این نشانه این است که زمان زیادی را با هم می گذرانید، یا اینکه باید به دوستی با آن شخص پایان دهید و دوستان دیگری پیدا کنید. انتخاب شما در اینجا این است که سعی کنید یا کمتر به دوستتان وابسته هستید

7. اگر دوست شما شخصیت بزرگی دارد حد و مرزی را تعیین کنید

من دوستانی دارم که فقط می توانم زمان کمی را با آنها بگذرانم. این دوستان افراد فوق‌العاده‌ای هستند، اما شخصیت آن‌ها آنقدر بزرگ است که به سختی می‌توان دائماً در کنارشان بود. این بدان معنا نیست که آنها افراد بدی هستند یا دوستی ما شکست خورده است. این فقط به این معنی است که من آنقدر به خوشبختی خود احترام می گذارم که زمان را با این شخص محدود کنم.

فقط به این دلیل که دوست شما شخصیت بزرگی دارد، به این معنا نیست که شما باید به طور کامل با او معاشرت نکنید. تصمیم بگیرید که این دوست را در دوزهای کوچک ببینید.

ابتدا تصمیم بگیرید که دوزهای کوچک برای شما چه معنایی دارد. شبیه چیه؟ آیا این بدان معناست که شما آنها را یک بار در هفته یا یک بار در ماه می بینید؟ فقط شما می توانید به این سوال برای خودتان پاسخ دهید.

وقتی تصمیم گرفتید که یک دوز کوچک برای شما و شما چه معنایی دارددوست، شروع به تعیین حد و مرزهای سالم کنید و زمانی را که با دوست کوچک خود می گذرانید محدود کنید. چگونه با دوست خود در مورد آن صحبت کنید.

8. اگر فکر می‌کنید دوستتان را آزار می‌دهید، نگرانی‌های خود را مطرح کنید

اگر فکر می‌کنید دوستتان از گذراندن زمان زیاد با شما آزرده خاطر است، در مورد آن با او صحبت کنید. اگر این یک دوستی خوب است، باید بتوانید بدون وارد شدن به دعوا در مورد آن علنا ​​صحبت کنید. پیشنهاد کنید یک قهوه بنوشید و از این شخص بپرسید که چه چیزی در ذهنش بوده است.

همچنین به شما توصیه می کنم از خود بپرسید که آیا کاری انجام می دهید که ممکن است دوستتان را ناامید کند؟

در اینجا لیستی که قبلا در این راهنما آمده است. آیا مواردی وجود دارد که بتوانید به یاد بیاورید...

  • بیش از حد در مقایسه با دوست خود صحبت می کنید؟
  • عادت منفی یا بدبین بودن دارید؟
  • خودمحور هستید؟
  • در مقایسه با دوست خود بسیار کم یا زیاد انرژی دارید؟
  • نیاز دارید؟
  • غیر معقول یا بسیار متفاوت
  • بیشتر از دیدگاه خود نسبت به دنیا؟
  • >

اگر احساس می کنید کاری انجام می دهید که آزارتان می دهد، از دوستتان بپرسید. در طول سالها از دوستانم سوال زیر را پرسیده ام. مؤثر است زیرا آنها را «مجبور می‌کند» به شما حقیقت را بگویند.

«اگر مجبور باشید کاری را که من انجام می‌دهم می‌گویید که آزاردهنده است، چه چیزی می‌تواند باشد؟»

یک نوع:

«اگر مجبور بودید چیزی را بگویید که بتوانم از نظر اجتماعی پیشرفت کنم، آن چه خواهد بود؟»<2اگر در مورد تعامل اجتماعی یا شخص دیگری صحبت می کنید که شما را آزار می دهد، سؤالات طبیعی هستند، یا اگر گزینه دیگری ندارید، می توانید آن را از حالت آبی مطرح کنید. چند دقیقه ناراحتی برای نجات یک دوستی خوب است.

قبل از اینکه آن را بپرسید، آماده پذیرش پاسخ باشید. با آن بحث نکنید، توضیح ندهید. دوست شما به تازگی آنچه را که به عنوان حقیقت می‌داند به شما داده است، حتی اگر گاهی شنیدن آن بسیار سخت باشد.

من معمولاً چند روز پس از شنیدن این "حقیقت" از دوستان احساس ضعف می‌کنم، و سپس توانستم روی آن کار کنم و پیشرفت کنم و بهتر از همیشه ظاهر شوم. (این به من کمک کرد تا چندین دوستی خود را نجات دهم.)

9. برای به اشتراک گذاشتن احساس خود به دوست خود مثال های عملی بدهید

صحبت کردن با یک دوست می تواند سخت باشد. از آنجایی که در سن 30 سالگی هستم، به اندازه کافی بزرگ شده ام که بتوانم با دوستان خود صحبت های سختی داشته باشم. این چیزی است که من یاد گرفته‌ام:

همیشه صحبت کردن کارساز نیست. این به میزان بلوغ عاطفی آنها بستگی دارد. اگر دوست شما منطقی و از نظر احساسی در دسترس باشد، احتمالاً کارساز است. اگر اینطور نیستند، من همچنان سعی می کنم با آنها صحبت کنم، اما حلقه اجتماعی خود را ایجاد می کنم تا کمتر به آنها وابسته باشم.

همچنین ببینید: آیا همیشه احساس خجالت می کنید؟ چرا و چه باید کرد

هیچ وقت متضاد نباش. این فقط باعث می‌شود که آنها حالت تدافعی داشته باشند و قبل از اینکه متوجه شوید شما فرد بدی هستید.

مثال های عملی بیاورید و دقیق باشید. نگویید "می توانی مزاحم بودن را متوقف کنی" - چگونه آنها باید از




Matthew Goodman
Matthew Goodman
جرمی کروز یک علاقه‌مند به ارتباطات و متخصص زبان است که به افراد کمک می‌کند تا مهارت‌های مکالمه خود را توسعه دهند و اعتماد به نفس خود را برای برقراری ارتباط مؤثر با هر کسی تقویت کنند. جرمی با پیشینه زبان شناسی و اشتیاق به فرهنگ های مختلف، دانش و تجربه خود را ترکیب می کند تا نکات، استراتژی ها و منابع عملی را از طریق وبلاگ به رسمیت شناخته شده خود ارائه دهد. هدف مقاله‌های جرمی با لحنی دوستانه و قابل ربط، توانمندسازی خوانندگان برای غلبه بر اضطراب‌های اجتماعی، ایجاد ارتباط و به جا گذاشتن تأثیرات ماندگار از طریق مکالمات تأثیرگذار است. جرمی بر این باور است که چه در محیط‌های حرفه‌ای، چه گردهمایی‌های اجتماعی یا تعاملات روزمره، هرکسی این پتانسیل را دارد که توانایی ارتباطی خود را باز کند. جرمی از طریق سبک نوشتاری جذاب و توصیه‌های عملی خود، خوانندگان خود را به سمت تبدیل شدن به افرادی با اعتماد به نفس و بیانی راهنمایی می‌کند و روابط معناداری را در زندگی شخصی و حرفه‌ای آنها تقویت می‌کند.