چگونه هیچ وقت حرفی برای گفتن تمام نکنیم (اگر حرف هایتان را خالی کنید)

چگونه هیچ وقت حرفی برای گفتن تمام نکنیم (اگر حرف هایتان را خالی کنید)
Matthew Goodman

اغلب چیزهایی برای صحبت کردن تمام می شد. یا به این دلیل که در صحبت‌های کوچک گیر کردم که از بین رفتند یا به این دلیل که ذهنم خالی شد.

گاهی اوقات، یک مکالمه به پایان می‌رسد و نیازی به فشار دادن آن نیست. اما اگر اغلب چیزهایی برای گفتن تمام می شود، این راهنما برای شما مناسب است.

1. گفتن آنچه در ذهن شماست را تمرین کنید

من قبلاً نگران بودم که چیزی که گفتم احمقانه یا خیلی بدیهی به نظر برسد. وقتی افراد باهوش اجتماعی را تجزیه و تحلیل کردم، یاد گرفتم که آنها همیشه چیزهای پیش پا افتاده و بدیهی می گویند.[]

به عنوان مثال:

  • «امروز واقعا سرد است، اینطور نیست؟»
  • «من عاشق ساندویچ هایی هستم که اینجا می فروشند.»
  • «اوه، ترافیک معمولاً در این زمان از روز چندان سبک نیست>
  • بی ارزش و بی معنی حقیقت این است که صحبت‌های کوچک به ما کمک می‌کند تا با یکدیگر «گرم کنیم» و نشان می‌دهد که ما دوستانه، راحت‌تر و آماده تعامل هستیم. مردم شما را به خاطر آنچه می گویید قضاوت می کنند، به همان اندازه که دور می روید و دیگران را به خاطر آنچه می گویند قضاوت می کنند. به جای تلاش برای گفتن چیزهای هوشمندانه، هر چه در ذهنتان است بگویید.

    2. چیزی شخصی بپرسید

    «اغلب چیزهایی برای گفتن با دوستانم تمام می شود. من در صحبت‌های کوچک گیر می‌کنم و مکالمه به پایان می‌رسد.

    همچنین ببینید: وقتی از یک مکالمه گروهی کنار گذاشته می شوید چه کاری باید انجام دهید

    – Cas

    از افراد کمی سؤالات شخصی بپرسید تا موضوعات خسته کننده را جالب کنید.

    همچنین ببینید: چگونه از تنها ماندن دست برداریم (و علائم هشدار دهنده با مثال)

    به عنوان مثال:

    اگر در مورد کار صحبت می‌کنید:

    • مکالمه با کلمات می تواند اضطراب آور باشد. به یاد داشته باشید که مکالمه بین دو نفر است که هر دو به طور مساوی در آن شرکت می کنند. اگر به چند ثانیه برای استراحت نیاز دارید، خوب است. آنها نیز ممکن است به آن نیاز داشته باشند.

      15. تمرین کنید هنگام صحبت کردن آرام تر باشید

      «چرا نمی توانم به چیزهایی فکر کنم که با کسی که دوستش دارم بگویم؟ من به طور خاص می‌خواهم یاد بگیرم که چگونه با دختری که می‌شناسم، حرف‌هایی برای گفتن تمام نشود. در اطراف او، من بیش از حد عصبی می شوم و چیزهایی برای صحبت کردن تمام می شود.»

      – پاتریک

      طبیعی است که وقتی برای اولین بار با کسی ملاقات می کنید عصبی باشید، به خصوص اگر دختر یا پسری باشد که دوستش دارید.

      تمرین کنید که در مکالمه کمی بیشتر از حد معمول بمانید، حتی اگر عصبی هستید و ترجیح می دهید آن را ترک کنید. غریزه ما دور شدن از چیزی است که ما را عصبی می کند. اما شما می خواهید بیشتر در آن موقعیت ها بمانید! شما به آرامی به مغز خود می آموزید که اگر این کار را انجام دهید هیچ اتفاق بدی نمی افتد و به آرامی در مدیریت این موقعیت ها بهتر می شوید.

      در اینجا راهنمای ما در مورد اینکه چگونه در اطراف افراد عصبی نشوید، آمده است.

      16. بدانید که سکوت مسئولیت شما نیست

      سکوت یک شکست نیست. نشانه یک دوستی عالی این است که هر دو می توانند با هم ساکت باشند و در مورد آن احساس ناراحتی نکنند. ممکن است احساس شود که شما مسئول ارائه چیزهایی برای گفتن هستید، اما طرف مقابل احتمالاً فکر می کند که این مسئولیت اوست. آنها منتظر نیستندتا تو حرف بزنی آنها همچنین سعی می کنند چیزهایی برای گفتن بیابند!

      اگر نشان دهید که در سکوت آرام هستید و با نگفتن چیزی موافق هستید، دوست شما نیز همینطور خواهد بود.

      راهنمای ما را در مورد اینکه چگونه با سکوت راحت باشید بخوانید.

      17. هنگام ارسال پیامک عمیق‌تر به موضوعات بپردازید

      وقتی با شخصی پیامک می‌فرستید، دو قانون زیر را در نظر داشته باشید. این قوانین مکالمات شما را جالب‌تر می‌کند و بیان چیزهایی ساده‌تر می‌شود:

      قانون 1: مثال بزنید

      اگر پاسخ جالبی از کسی می‌خواهید، ابتدا چیز جالبی را به اشتراک بگذارید.

      به‌عنوان مثال:

      • «امروز تقریباً اتوبوس را از دست دادم زیرا دیدم دو سنجاب در حال دعوا هستند. صبحت چطور بود؟"
      • "رئیس من همین الان اعلام کرد که مهمانی اداری امسال موضوع سیرک خواهد داشت. امیدوارم مجبور نباشم لباس دلقک بپوشم. روز شما چطور پیش می رود؟»
      • «امروز بعدازظهر به خانه برگشتم و متوجه شدم که سگم روی گیاه یوکا من کوبیده و در خاک غلتیده است. از خودش خیلی راضی به نظر می رسید. چطوری؟»

    لازم نیست خیلی سخت فکر کنید، زیرا می توانید از چیزهایی که در طول روزتان اتفاق افتاده برای الهام گرفتن استفاده کنید. همچنین می‌تواند پاسخ متفکرانه‌تری نسبت به "صبح/بعدازظهر/روز شما چطور بود؟" را القا کند.

    قانون 2: همیشه عمیق‌تر بروید

    اگر می‌خواهید گفتگو جذاب‌تر باشد، همیشه به یک موضوع عمیق‌تر بروید. همچنین در صورت رفتن راحت‌تر می‌توان به چیزهایی برای گفت‌وگو پرداختعمیق تر در یک موضوع

    برای ادامه اولین مثال در مرحله بالا، می‌توانید با به اشتراک گذاشتن احساس خود در صبح‌ها (استرس، شاد، وحشتناک) عمیق‌تر شوید و بپرسید که آنها در مورد صبح‌هایشان چه احساسی دارند. از این به بعد می توانید در مورد احساسات و افکار شخصی در مورد زندگی صحبت کنید.

    مثلا:

    شما: امروز تقریباً اتوبوس را از دست دادم زیرا دیدم دو سنجاب در حال دعوا هستند. صبحت چطور بود؟

    آنها: هاها، سنجاب ها دیوانه اند. صبح من خوب بود هر چند یه جورایی خسته ام نمی دانم چرا. من زود به رختخواب رفتم. این یک راز است.

    شما: من می دانم که چه احساسی دارد. من خواب آلودترین کسی هستم که صبح ها می شناسم. فقط من هستم یا 8 ساعت خواب کافی نیست؟ مثل این است که هر چه بزرگتر می شوم، بیشتر و بیشتر به خواب نیاز دارم.

    آنها: این فقط شما نیستید. وقتی جوانتر بودم، تمام شب را بیدار می‌ماندم، مهمانی می‌رفتم، سپس سر کار می‌رفتم... گاهی اوقات دلم برای روزهای دانشگاه تنگ می‌شود، زیرا... [درباره دانشگاه و مهمانی صحبت می‌کند]

    مکالمه جالب‌تر می‌شود و شما در سطح عمیق‌تری با یکدیگر آشنا می‌شوید.

    18. به یاد داشته باشید که مکالمات به پایان می رسد

    هرکسی را که ملاقات می کنید فردی نیست که در سطوح مختلف با آنها ارتباط برقرار کنید. گاهی اوقات این فقط یک صحبت کوچک است، و این تنها چیزی است که برای آن وقت دارید. زمان، شرایط، احساس شما در آن روز، احساس آن‌ها در آن روز، خیلی چیزها تعیین می‌کنند که چقدر فضای احساسی برای گفتگو داشته باشیم. هیچ مکالمه ای در نظر گرفته نشده استبرای همیشه ادامه بده

    مکالمه فقط به این دلیل که کوتاه است شکست نمی خورد. یک چیز قطعی است. هرچه مکالمات بیشتری داشته باشید، تبدیل به یک مکالمه گر بهتر می شوید.

    نمونه ای واقعی از این که چگونه هرگز چیزهایی برای گفتن تمام نمی شود

    در اینجا چیزی است که در این ویدیو یاد خواهید گرفت:

    00:15 – راه حلی برای اینکه هیچ وقت حرفی برای گفتن تمام نشود

    00:00:36 – Won: به عنوان تغییر تصادفی موضوع از بین می رود؟

    01:24 – مثال واقعی از گفتگوی گفتگو

    02:30 – چگونه می توان گفت و گوی گفتگو را به بهترین نحو تمرین کرد

    02:46 – بهترین چیز در مورد یادگیری این

    مرجع

    1. Zou, J. B., Hudson, J. B. رپی، R. M. (2007). تأثیر تمرکز توجه بر اضطراب اجتماعی. تحقیق و درمان رفتار ، 45 (10)، 2326-2333.
    2. Bearman, P., Parigi P. (2004). شبیه سازی قورباغه های بی سر و سایر موارد مهم: موضوعات گفتگو و ساختار شبکه. نیروهای اجتماعی ، 83 (2)، 535-557.
    3. موریس-آدامز، ام. (2014). از نقاشی های اسپانیایی تا قتل: انتقال موضوع در گفتگوهای معمولی بین انگلیسی زبانان بومی و غیر بومی مجله عمل شناسی ، 62 ، 151-165.
    > 9 دوست دارید بیشتر در مورد شغلتان؟"
  • "چرا [رشته کاری آنها] را انتخاب کردید؟"
  • "اگر می توانستید هر نوع کاری انجام دهید، چه کاری انجام می دادید؟"

اگر در مورد هزینه اجاره در شهر آنها صحبت می کنید:

  • "اگر می توانستید در بسیاری از مکان های روی زمین زندگی کنید، دوست دارید کجا زندگی کنید""
  • "
  • " این اطراف؟»
  • «آیا تا به حال برای صرفه جویی در اجاره بها از شهر خارج می شوید، یا فکر می کنید هزینه آن ارزشش را دارد؟»

به این ترتیب، شما از صحبت های کوچک به حالت شخصی می روید. در حالت شخصی، ما این موارد را می‌آموزیم:

  • طرح‌ها
  • دوست داشتن‌ها
  • علاقه‌ها
  • رویاها
  • امیدها
  • ترس‌ها

وقتی مکالمه را به این شکل انتقال می‌دهید، به جای اینکه طرف مقابل را بیشتر درگیر کنید، و در این مرحله ساده‌تر است که صحبت‌های کوچک را بشناسید.

به راهنمای من در مورد نحوه ایجاد مکالمه جالب مراجعه کنید.

3. روی مکالمه تمرکز کنید

گاهی اوقات، تنها چیزی که می‌توانیم به آن فکر کنیم این است که از حالت عجیبی خارج شویم، سرخ شده‌ایم یا اینکه قلبمان می‌خواهد از سینه‌مان بپرد. نکته کلیدی این است که با تمرکز شدید روی صحبت های طرف مقابل، ذهن خود را آرام کنید:

در مطالعه ای که در دانشگاه مک کواری در مورد تمرکز توجه در اضطراب اجتماعی انجام شد، آنها دریافتند که وقتی شرکت کنندگان توجه خود را بر آنچه که طرف مقابل می گوید متمرکز می کنند، به جای واکنش های درونی خود مانند ضربان قلب،سرخ شدن، نگرانی در مورد نحوه درک آنها، آنها کمتر عصبی بودند و در نتیجه واکنش های فیزیکی کمتری داشتند.[]

وقتی روی صحبت های همسرتان تمرکز می کنید، زمانی برای تغذیه اضطراب درونی خود نخواهید داشت، زیرا ذهن شما درگیر گفتگو است. وقتی کمتر نگران خودتان هستید، راحت‌تر می‌توانید چیزهایی برای گفتن داشته باشید.

4. دست از تلاش کردن بردارید

من تصمیم گرفتم که این همه تلاش را متوقف کنم. قبول کردم که مکالمه نباید عالی پیش برود و مردم مجبور نیستند مرا دوست داشته باشند. از قضا، این به من کمک کرد آرامش داشته باشم و از بودن در کنارم خوشایندتر و دوست‌داشتنی‌تر باشم.

به‌جای اینکه در تلاش برای بیان چیزهایی برای گفتن باشم، اجازه سکوت را بدهم. با صرف چند ثانیه بیشتر برای فرموله کردن پاسخ مشکلی نداشته باشید. به جای اینکه سعی کنید مردم شما را دوست داشته باشند، مطمئن شوید که آنها دوست دارند در اطراف شما باشند.

شما می توانید این کار را با داشتن یک شنونده عالی انجام دهید. وقتی صحبت می کنید، چیزهایی می گویید که فکر می کنید شنیدنش برای طرف مقابل سرگرم کننده یا جالب است، نه چیزهایی که قرار است شما را به گونه ای خاص نشان دهد. (تواضع، صحبت در مورد کارهای جالبی که انجام داده‌اید، و غیره)

افراد می‌خواهند مورد پسند و شنیده قرار گیرند و به افرادی علاقه‌مند هستند که چنین توجه واقعی را به آنها نشان می‌دهند. همانطور که مایا آنجلو گفت، «در پایان روز، مردم به یاد نمی آورند که شما چه گفتید یا چه کردید. آنها احساسی را که در آنها ایجاد کردید را به خاطر خواهند آورد."دوست داشتنی.

5. مراقب پاهای آن‌ها باشید تا میزان علاقه‌شان را بسنجید

گاهی اوقات یک مکالمه به دلیل اینکه طرف مقابل سعی می‌کند به آن پایان دهد، از بین می‌رود، و گاهی اوقات می‌خواهند صحبت کنند اما نمی‌دانند چه بگویند. تفاوت را چگونه می‌دانید؟

زبان بدن آنها به شما می‌گوید که آیا تمایل دارند وقت خود را صرف صحبت کردن کنند یا برنامه‌های دیگری دارند. ببینید پاهایشان به چه سمتی است. به سمت شماست یا دور از شما؟ اگر به شما مربوط است، آنها در حال دعوت به گفتگوی بیشتر هستند. اگر از شما دور باشد، ممکن است بخواهند از مکالمه دور شوند. اگر آنها هم زمان زیادی را صرف نگاه کردن به سمت پاهای خود کنند، این سیگنال حتی قوی‌تر است که می‌خواهند ترک کنند.

اگر آنها به شما اشاره کردند، می‌توانید مکالمه را با یک یا دو جمله تمام کنید.

به‌عنوان مثال:

  • « دیرتر از چیزی است که فکر می‌کردم، پس بهتر است راه بروم! دیدن شما بسیار عالی بود، امیدوارم بتوانیم به زودی با شما صحبت کنیم."
  • "من واقعاً از گپ زدن با شما لذت بردم، اما بعدازظهر شلوغی در پیش دارم. بعدا می بینمت."
  • "حرف زدن با شما واقعاً خوب بود. فکر می‌کنم وقت آن است که به سر کار برگردم.»

اگر پاهای خود را به سمت شما نشانه بروند و به شما نگاه کنند، می‌توانید مطمئن باشید که می‌خواهند به صحبت کردن ادامه دهند.

6. از چیزهای اطراف خود برای الهام بخشیدن به موضوعات جدید استفاده کنید

از محیط خود الهام بگیرید و در مورد آن نظر بدهید یا سؤالی بپرسید تا چیزهایی برای گفتن تمام نشود.

برایمثال:

  • «من عاشق این گیاهان هستم. آیا در رشد چیزها خوب هستید؟»
  • «من این دفتر جدید را دوست دارم. آیا اکنون رفت و آمد شما طولانی‌تر است یا کوتاه‌تر؟»
  • «این نقاشی جالبی است، اینطور نیست؟ من هنر انتزاعی را دوست دارم. آیا شما؟»
  • «امروز خیلی گرم است! آیا هوای گرم را دوست دارید؟»
  • «من عاشق موسیقی این مکان هستم. با این حال، نام این گروه را به خاطر نمی آورم. آیا آن را می دانید؟»

برخی از جملات ساده ای مانند این اجتناب می کنند، زیرا فکر می کنند که آنها بیش از حد معمولی هستند. نکن! آنها به عنوان الهام بخش برای موضوعات جدید و جالب کار می کنند.

برای راهنمایی های بیشتر در مورد نحوه ادامه مکالمه، پیشنهاد می کنم کانال اینستاگرام ما را دنبال کنید:

این پست را در اینستاگرام مشاهده کنید

یک پست به اشتراک گذاشته شده توسط SocialSelf (@socialselfdaily)

7. به موضوعی که قبلاً درباره آن صحبت کرده اید مراجعه کنید

وقتی موضوعی که در مورد آن صحبت می کنید خشک شد، به راحتی به هر موضوعی که قبلاً در مورد آن صحبت کرده اید بازگردید.

اجازه دهید بگوییم که شخصی اشاره می کند که در تجارت واردات است و سپس گفتگو ادامه می یابد. چند دقیقه بعد، وقتی خاموش شد، می‌توانید دوباره درباره تجارت واردات سؤال کنید. به عنوان مثال، می توانید بگویید: «شما اشاره کردید که در حال واردات هستید. چه چیزی را به طور خاص وارد می‌کنید؟»

مکالمات نباید یک خط مستقیم باشند. وقتی موضوعی تمام شد، با خیال راحت به موضوع جدید یا قبلی بروید.

8. جملات ساده و مثبت بنویسید

من فکر می کنم اینها هستندبافرهای مکالمه آنها مکالمه را ادامه می دهند، اما خیلی عمیق نیستند.

به عنوان مثال:

  • "چه خانه باحالی."
  • "امروز آفتابی است."
  • "آن گل ها زیبا هستند."
  • "این جلسه مفیدی بود."
  • "چه سگ بامزه ای."

این راهی است برای حرکت به سمت جدید ارگانیک. این به شما کمک می کند ببینید آیا با چیز دیگری مانند علاقه به معماری یا آب و هوای مورد علاقه خود ارتباط دارید یا خیر و بر اساس آن، ترجیح می دهید کجا زندگی کنید.

شما نیازی به جعل اظهارات ندارید. ذهن شما قبلاً در مورد چیزها اظهاراتی می کند - ذهن اینگونه عمل می کند. با خیال راحت این افکار را رها کنید.

9. سؤالات باز بپرسید

سوالات باز به طرف مقابل این فرصت را می دهد که در مورد پاسخ خود فکر کند و چیزی جزئی تر از بله یا خیر بگوید.

به عنوان مثال:

  • به جای پرسیدن "آیا تعطیلات خوب بود؟" (پایان بسته)، می توانید بپرسید، "تعطیلاتت چطور بود؟" (پایان باز)
  • به جای پرسیدن "آیا تیم شما بازی دیشب را برد؟" (پایان بسته)، می توانید بپرسید، "بازی دیشب چطور بود؟" (پایان باز)
  • به جای پرسیدن، "آیا از مهمانی لذت بردید؟" (پایان بسته) می توانید بپرسید، "چه کسی در مهمانی بود؟" یا "چه نوع مهمانی بود؟" (باز)

پرسیدن چنین سوالاتی اغلب پاسخ‌های دقیق‌تری می‌دهد و به همین دلیل، سریع‌تر و در سطح عمیق‌تری با یکدیگر آشنا می‌شوید.

10. به دنبال علایق متقابل باشید

وقتی متوجه می‌شویم که چیزی مشترک با کسی داریم، این یک جرقه خودکار برای دوستی است (و نشانه‌ای از آرامش). ذکر چیزهایی که به آنها علاقه دارید عادت کنید.

اگر کسی از شما بپرسد که در آخر هفته چه کار می کردید، می توانید بگویید، "دیروز با باشگاه کتابم آشنا شدم" یا "من به باشگاه رفتم و سپس پسرم را به بازی هاکی خود بردم" یا "این مستند دلخراش را تماشا کردم" س اگر به کسی برخورد کردید که به کتاب، هاکی یا تاریخ نیز علاقه دارد، احتمالاً مایل است در مورد آن بیشتر بشنود.

11. بدانید که مردم نیز می خواهند درباره شما بیاموزند

این یک افسانه است که مردم فقط می خواهند در مورد خودشان صحبت کنند. آنها همچنین می خواهند از شخصی که با او صحبت می کنند - شما - عکس بگیرند. تا زمانی که به طرف مقابل علاقه نشان می دهید، از به اشتراک گذاشتن چیزهایی در مورد خودتان نترسید.

با طرف مقابل میزان اشتراک خود را متعادل کنید. اگر کسی توضیح عمیقی در مورد شغل خود به شما می دهد، توضیح عمیقی از شغل خود به او بدهید. اگر آنها فقط به طور خلاصه به آنچه انجام می دهند اشاره می کنند، به طور خلاصه به آنچه انجام می دهید اشاره کنید.

این به ما کمک می‌کند که با هم پیوند بخوریم زیرا با سرعت یکسانی چیزها را به یکدیگر آشکار می‌کنیم. شما آن را برای شریک زندگی خود جالب نگه می دارید زیرا شما نیز در حال باز کردن صحبت هستید.

12. پیگیری بپرسیدسوالات

بگذارید فرض کنیم به تازگی متوجه شده اید که فردی که با او صحبت می کنید اصالتا اهل کانکتیکات است. برای پیشبرد مکالمه، می‌توانید سؤال‌های «چه»، «چرا»، «چه زمانی» و «چگونه» بپرسید تا آن تجربه را بیشتر نشان دهید.

به عنوان مثال:

  • «بزرگ شدن در کانکتیکات چگونه بود؟»
  • «چرا به اینجا نقل مکان کردید؟»
  • «چه احساسی داشتید که خانه را ترک کردید؟»
  • «اولین بار در مورد ترک خانه چه احساسی داشتید؟ 4>"چقدر طول کشید تا یک خانه جدید اینجا پیدا کنید؟"

اجازه دهید کنجکاوی طبیعی شما را راهنمایی کند. اطلاعات مربوط به خود را در بین سوالات خود به اشتراک بگذارید تا به عنوان بازجو ظاهر نشوید. اگر پاسخ‌های کامل و متفکرانه به شما می‌دهند، ادامه دهید.

13. یک شخص را به عنوان نقشه ای ببینید که باید پر شود

هرکسی از جایی می آید و داستان های جالبی در رابطه با علایق، رویاها، آرزوها و گذشته خود دارد. به آشنایی بیشتر با کسی فکر کنید که از کجا آمده است، چه چیزی را دوست دارد و رویاهای آینده‌اش را درک کنید.

شما سوالاتی را با این هدف می‌پرسید که از کجا آمده‌اند، چه می‌کنند و برنامه‌های آینده‌اش چیست.

به‌عنوان مثال:

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد زندگی‌اش در دوران رشد، می‌توانید بپرسید:“

    "
  • "آیا خانواده شما زمانی که شما کودک بودید نزدیک زندگی می کردند یا زندگی می کردند؟آنها دور زندگی می کنند؟"
  • "آیا شما در کودکی حیوان خانگی داشتید؟"

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تحصیلات یا مدرسه آنها، می توانید بپرسید:

  • "کجا به مدرسه می رفتید؟"
  • "چه چیزی مطالعه می کردید؟"
  • "کلاس مورد علاقه شما چه بود؟"
  • "چه چیزی در کلاس مورد علاقه شما بود؟" آیا دوست دارید در اوقات فراغت خود انجام دهید؟"
  • "آیا سرگرمی های خاصی دارید؟"
  • "معمولا آخر هفته ها چه کار می کنید؟"

برای اطلاعات بیشتر در مورد امیدها و رویاهای آنها، می توانید بپرسید:

  • "بزرگترین جاه طلبی شما در زندگی چیست؟"
  • "همیشه نمی خواستید کاری انجام دهید؟" با گذشت زمان، پر کردن این جاهای خالی تعداد نامحدودی از موضوعات را برای صحبت در اختیار شما قرار می دهد، و در حالی که سؤال می کنید (و در این بین در مورد خود به اشتراک می گذارید)، با یکدیگر آشنا می شوید.

    14. با سکوت راحت باشید

    سکوت اتفاق می افتد. چیز بدی نیست این بخشی طبیعی از یک مکالمه است، و اشکالی ندارد که اجازه دهید این اتفاق بیفتد. نیازی به پر کردن آن در اسرع وقت نیست. در واقع سکوت هدفی دارد. این به شما فرصت می دهد تا نفس بکشید و فکر کنید و مکالمه را معنادارتر کنید. اجازه دادن به سکوت و عدم نگرانی در مورد آن به شما کمک می کند تا با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید. اگر یاد بگیرید که با سکوت راحت باشید، این که مجبور نیستید همیشه صحبت کنید می تواند شاداب باشد.

    پر کردن هر وقفه در یک




Matthew Goodman
Matthew Goodman
جرمی کروز یک علاقه‌مند به ارتباطات و متخصص زبان است که به افراد کمک می‌کند تا مهارت‌های مکالمه خود را توسعه دهند و اعتماد به نفس خود را برای برقراری ارتباط مؤثر با هر کسی تقویت کنند. جرمی با پیشینه زبان شناسی و اشتیاق به فرهنگ های مختلف، دانش و تجربه خود را ترکیب می کند تا نکات، استراتژی ها و منابع عملی را از طریق وبلاگ به رسمیت شناخته شده خود ارائه دهد. هدف مقاله‌های جرمی با لحنی دوستانه و قابل ربط، توانمندسازی خوانندگان برای غلبه بر اضطراب‌های اجتماعی، ایجاد ارتباط و به جا گذاشتن تأثیرات ماندگار از طریق مکالمات تأثیرگذار است. جرمی بر این باور است که چه در محیط‌های حرفه‌ای، چه گردهمایی‌های اجتماعی یا تعاملات روزمره، هرکسی این پتانسیل را دارد که توانایی ارتباطی خود را باز کند. جرمی از طریق سبک نوشتاری جذاب و توصیه‌های عملی خود، خوانندگان خود را به سمت تبدیل شدن به افرادی با اعتماد به نفس و بیانی راهنمایی می‌کند و روابط معناداری را در زندگی شخصی و حرفه‌ای آنها تقویت می‌کند.