نحوه انجام مکالمات عمیق (با مثال)

نحوه انجام مکالمات عمیق (با مثال)
Matthew Goodman

«چگونه می توانم با دوستانم گفتگوهای عمیق داشته باشم؟ احساس می‌کنم همیشه در صحبت‌های کوچک بی‌اهمیت گیر می‌افتم.»

در این مقاله، به شما نشان خواهم داد که چگونه مکالمات عمیقی را شروع کنید که از صحبت‌های کوچک معنادارتر است و آنها را ادامه دهید.

1. با صحبت‌های کوچک شروع کنید و به تدریج عمیق‌تر شوید

شاید فهرست‌هایی از «شروع‌کننده‌های گفتگوی عمیق» را به صورت آنلاین دیده باشید، اما اگر یک مکالمه عمیق را شروع کنید، بسیار شدید خواهید دید. در عوض، مکالمه را با چند دقیقه صحبت کوچک شروع کنید. صحبت های کوچک مانند گرم کردن اجتماعی است که افراد را برای بحث های عمیق تر آماده می کند.[]

با عمیق تر کردن تدریجی سؤالات و اظهارات خود، گذار از صحبت های کوچک را طبیعی کنید. به عنوان مثال، اکثر مردم پس از چند دقیقه گفتگوی کوچک و صحبت در مورد موضوعات شدیدتر پس از چندین جلسه، طبیعی است.

2. محیط های آرام و صمیمی را انتخاب کنید

از تلاش برای گفتگوهای عمیق در محیط های پر سر و صدا، مکان های پرانرژی یا زمانی که در یک گروه معاشرت می کنید خودداری کنید. در این مواقع افراد معمولاً روی تفریح ​​تمرکز می کنند. بعید است که آنها در خلق و خوی مبادلات متفکرانه باشند.

مکالمات عمیق بین دو نفر یا گروه کوچکی از دوستانی که از قبل با یکدیگر احساس راحتی می کنند بهترین کار را دارد. همه باید روحیه مناسبی برای یک گفتگوی معنادار داشته باشند، در غیر این صورت آن را خشک می کندمن می خواهم زمان بیشتری را صرف صحبت با مردم کنم زیرا... [به اشتراک گذاری افکار شخصی خود ادامه می دهد]

18. هنگامی که یک لحظه سکوت وجود دارد، یک سوال عمیق بپرسید

شروع به یک مکالمه عمیق با کسی که به سختی می شناسید می تواند باعث شود شما را از نظر اجتماعی بی مهارت بشناسید. اما اگر کسی قبلاً یک آشنا یا دوست است، اگر چیزی در ذهن شما وجود دارد، می‌توانید یک سوال عمیق بپرسید.

مثال:

[پس از یک لحظه سکوت]

شما: اخیراً من خیلی به…

19 فکر می‌کنم. مشاوره بخواهید

اگر از کسی راهنمایی بخواهید، راهی آسان برای صحبت در مورد تجربیات خود به او می دهید. این می تواند منجر به برخی گفتگوهای عمیق و شخصی شود.

به عنوان مثال:

آنها: من پس از ده سال کار به عنوان مهندس، دوباره به عنوان پرستار آموزش دیدم. این یک تغییر بزرگ بود!

شما: عالی! در واقع، شاید بتوانم از راهنمایی شما استفاده کنم. آیا می‌توانم چیزی در مورد تغییر شغل از شما بپرسم؟

آنها: مطمئناً، چه خبر؟

شما: من به آموزش مجدد به عنوان یک درمانگر فکر می‌کنم، اما نسبت به بازگشت به مدرسه در 30 سالگی بسیار خودآگاه هستم. آیا این چیزی بود که باید با آن دست و پنجه نرم می کردید؟

آنها: در ابتدا، بله. منظورم این است که وقتی مهندسی خواندم، بدیهی است که خیلی جوانتر بودم، و نگرش من به مدرسه این بود… [داستان خود را به اشتراک می‌گذارد]

فقط اگر واقعاً می‌خواهید و به آن نیاز دارید، راهنمایی بخواهید. در غیر این صورت، ممکن است به عنوان برخورد کنیدغیر صادقانه

20. نظرات خود را به دیگران تحمیل نکنید

اگر سعی کنید شخصی را به طرز فکر خود تبدیل کنید، احتمالاً از کار می بندد، به خصوص اگر نظر بسیار متفاوتی داشته باشد.

به جای توضیح اینکه چرا فکر می کنید اشتباه می کنند، سعی کنید منطق آنها را با پرسیدن سؤالات و گوش دادن با دقت به پاسخ های آنها درک کنید.

برای مثال:

  • That's یک دیدگاه جالب. چرا چنین فکر می‌کنید؟
  • فکر می‌کنید چگونه دیدگاه‌های شما در مورد [موضوع] در طول زمان تغییر کرده است؟
  • حتی اگر کاملاً با کسی مخالف باشید، اگر به یکدیگر احترام بگذارید، باز هم می‌توانید گفتگوی عمیق و مفیدی داشته باشید.

    اگر بحث خیلی داغ شد یا دیگر لذت بخش نیست، با مهربانی به آن پایان دهید. می‌توانید بگویید: «شنیدن دیدگاه‌های شما جذاب بود. اجازه دهید با مخالفت موافقت کنیم، و سپس موضوع را تغییر دهید. یا می‌توانید بگویید: «شنیدن دیدگاهی کاملاً متفاوت در مورد [موضوع] جالب است. موافق نیستم، اما گفتگوی محترمانه در مورد آن بسیار عالی بود.»<5 . . 5 . . . . .به سرعت.

    3. موضوع عمیقی را مطرح کنید که به آن علاقه دارید

    موضوع گفتگوی عمیقی را مطرح کنید که به هر چیزی که در مورد آن صحبت می کنید مربوط است.

    به عنوان مثال:

    هنگامی که در مورد مشاغل صحبت می کنید: بله، من فکر می کنم هدف نهایی یافتن چیزی است که احساس معنی داشته باشد. چه چیزی برای شما معنی دارد؟

    هنگامی که در مورد آب و هوا صحبت می کنید: من فکر می کنم زمانی که هوا بسیار متنوع است، واقعاً به من کمک می کند تا به یاد بیاورم که زمان در حال گذر است، بنابراین من حتی قسمت های بد سال را دوست دارم. آیا تنوع برای شما در زندگی مهم است؟

    هنگامی که در مورد رسانه های اجتماعی صحبت می کنید: من نمی دانم که آیا رسانه های اجتماعی به دنیا لطف کرده اند یا فقط مشکلات جدیدی ایجاد کرده اند. نظر شما چیست؟

    وقتی در مورد کامپیوتر و فناوری اطلاعات صحبت می کنیم: به هر حال، من در مورد این نظریه خواندم که ما به احتمال زیاد در یک شبیه سازی کامپیوتری زندگی می کنیم. آیا تا به حال به آن فکر کرده‌اید؟

    وقتی در مورد بهار صحبت می‌کنید: درباره بهار و نحوه رشد همه چیز صحبت می‌کنیم، مستندی دیدم که چگونه گیاهان از طریق سیستم ریشه‌شان با سیگنال‌ها ارتباط برقرار می‌کنند. این جالب است که ما چقدر درباره زمین می دانیم.

    اگر واکنش مثبتی دریافت کنید، می توانید عمیق تر به موضوع بپردازید. اگر نه، بعداً دوباره امتحان کنید. ممکن است چند بار تلاش کنید تا موضوعی را که هر دو دوست دارید پیدا کنید.

    4. افراد همفکر پیدا کنید

    متأسفانه، بسیاری از مردم از گفتگوهای عمیق لذت نمی برند. برخی خوشحال هستند که به صحبت های کوچک پایبند هستند و برخی دیگر به سادگی نمی دانند چگونه عمیق تر صحبت کنندگفتگو.

    جستجو برای افرادی که سرگرمی‌ها یا علایق شما را دارند می‌تواند کمک کند. سعی کنید یک جلسه یا کلاس محلی پیدا کنید که به طور منظم جلسه داشته باشد. احتمال زیادی وجود دارد که افرادی را بیابید که دوست دارند در مورد چیزهایی که به نظر شما جذاب هستند صحبت کنند.

    در اینجا راهنمای ما در مورد چگونگی پیدا کردن افراد همفکر است.

    5. یک سوال شخصی در مورد موضوع بپرسید

    از موضوع کمی شخصی بپرسید تا مکالمه را به سطح عمیق تری ببرید. این امر باعث می‌شود بعداً سؤالات شخصی‌تری بپرسید.

    نمونه‌هایی از سؤالاتی که باید بپرسید اگر مدتی است که در بحث‌های کوچک گیر کرده‌اید:

    • اگر در مورد اینکه امروزه پیدا کردن یک آپارتمان دشوار است صحبت می‌کنید، بپرسید که اگر پول مسئله‌ای نبود کجا زندگی می‌کردند – و چرا.
    • اگر در مورد مشکلاتی که در جامعه گیر کرده‌اید صحبت می‌کنم. شما در مورد کار صحبت می کنید، بپرسید که اگر بخواهند کسب و کار خود را راه اندازی کنند چه کاری انجام می دهند – و چرا.
    • اگر در مورد سرعت گذر زمان صحبت می کنید، بپرسید که چگونه فکر می کنند در طول سال ها تغییر کرده اند – و چه چیزی باعث تغییر آنها شده است.

    6. چیزی در مورد خودتان به اشتراک بگذارید

    هر وقت سؤالات عمیق یا شخصی می پرسید، چیزی در مورد خود نیز به اشتراک بگذارید. اگر یک سری سوال بپرسید بدون اینکه در مقابل چیزی شخصی را فاش کنید، ممکن است طرف مقابل احساس کند که دارید از او بازجویی می کنید.

    اما، کسی را کوتاه نکنید.فقط به این دلیل که فکر می کنید وقت آن رسیده که در گفتگو مشارکت کنید. گاهی اوقات خوب است که به کسی اجازه دهید برای مدت طولانی صحبت کند.

    سعی کنید مکالمه را متعادل نگه دارید تا هر دو تقریباً به یک اندازه اطلاعات را به اشتراک بگذارید. به عنوان مثال، اگر شخصی به طور خلاصه به نظر خود در مورد شغل خود اشاره می کند، می توانید به طور خلاصه به او بگویید که در مورد شغل خود چه فکر می کنید.

    در عین حال، می خواهید از اشتراک گذاری بیش از حد خودداری کنید. به اشتراک گذاشتن اطلاعات خصوصی بیش از حد با یک نفر می تواند باعث ناراحتی آنها شود و می تواند مکالمه را ناخوشایند کند. اگر مطمئن نیستید که اشتراک‌گذاری بیش از حد را انجام می‌دهید، از خود بپرسید: «آیا این به مکالمه مربوط می‌شود و آیا ارتباطی بین ما ایجاد می‌کند؟»

    برای مشاوره بیشتر، این راهنمای نحوه توقف اشتراک‌گذاری را ببینید.

    همچنین ببینید: چگونه در نوجوانی دوست بیابیم (در مدرسه یا بعد از مدرسه)

    7. سوالات بعدی بپرسید

    سوالات بعدی می توانند موضوعات بی اهمیت یا کسل کننده را در جهت عمیق تر و معنادارتر حرکت دهند. در بین سؤالات بعدی خود، می توانید چیزهایی درباره خود به اشتراک بگذارید.

    گاهی اوقات چندین بار لازم است تا شما و طرف مقابل احساس راحتی کنید تا افکار و نظرات خود را به اشتراک بگذارید.

    به عنوان مثال، این صحبتی است که من در طول یک شب با شخصی داشتم:

    من: چگونه مهندس شدن را انتخاب کردید؟

    همچنین ببینید: نحوه شروع مکالمه از طریق متن (+ اشتباهات رایج)

    او: فرصت های شغلی بسیار خوبی وجود دارد. [پاسخ سطحی]

    من، پس از به اشتراک گذاشتن در مورد خودم: شما گفتید که آن را انتخاب کردید زیرا شغل زیاد استفرصت‌ها، اما باید چیزی در درون شما وجود داشته باشد که باعث شده شما به طور خاص رشته مهندسی را انتخاب کنید؟ فکر می‌کنم همیشه دوست داشتم چیزهایی بسازم.

    من: آه، می‌بینم. چرا فکر می‌کنی؟

    او: هوم… حدس می‌زنم… این احساس خلق چیزی واقعی است. [افکار من را به اشتراک می‌گذارم] چه چیزی را در مورد خلق چیزی واقعی دوست دارید؟»

    او: شاید ربطی به زندگی و مرگ داشته باشد، مثلاً اگر چیزی واقعی بسازید، ممکن است حتی زمانی که رفته‌اید همچنان وجود داشته باشد.

    8. نشان دهید که در حال گوش دادن هستید

    شنونده خوبی بودن کافی نیست. همچنین باید نشان دهید که در گفتگو حضور دارید. وقتی مردم احساس می کنند که شما واقعاً توجه می کنید، جرأت می کنند حرف خود را باز کنند. در نتیجه، مکالمات شما معنادارتر می‌شود.

    • اگر متوجه می‌شوید که وقتی صحبت طرف مقابل تمام می‌شود، به این فکر می‌کنید که چه بگویید، توجه خود را به آنچه واقعاً در لحظه حال می‌گوید برگردانید.
    • تمام زمانی که کسی صحبت می‌کند ارتباط چشمی خود را حفظ کنید (به جز زمانی که مکث می‌کند تا افکار خود را فرموله کند).
    • اوه، بازخورد بدهید. (با این کار معتبر باشید - از بالا نروید.)
    • در حالات صورت خود معتبر باشید. بگذار طرف مقابل ببیندچه احساسی دارید.
    • آنچه را که طرف مقابل می گوید با استفاده از کلمات خودتان خلاصه کنید. این نشان می دهد که شما آنها را درک کرده اید. به عنوان مثال: آنها: من می خواهم در جایی کار کنم که بتوانم اجتماعی باشم. شما: می خواهید در مکانی کار کنید که بتوانید با افراد ملاقات کنید. آنها: دقیقا!

    9. آنلاین شوید

    تالارهای آنلاین مکانی عالی برای یافتن افراد همفکری است که برای گفتگوهای عمیق و معنادار آماده هستند.

    من ترجیح می دهم به دنبال افراد همفکری باشم که در نزدیکی من زندگی می کنند. اما اگر در منطقه‌ای زندگی می‌کنید که هیچ ملاقات حضوری وجود ندارد، انجمن‌ها می‌توانند به شما کمک کنند.

    Reddit تقریباً برای هر علاقه‌ای که فکرش را بکنید، زیرمجموعه‌هایی دارد. AskPhilosophy را بررسی کنید. همچنین، ممکن است به راهنمای ما در مورد نحوه دوست یابی آنلاین علاقه مند شوید.

    10. جرات به اشتراک گذاشتن آسیب پذیری های کوچک را داشته باشید

    با به اشتراک گذاشتن یک ناامنی کوچک نشان دهید که انسانی قابل ارتباط و آسیب پذیر هستید. این می‌تواند طرف مقابل را با باز کردن در مقابل راحت کند.

    به عنوان مثال، اگر در مورد رفتن به شرکت‌های بزرگ صحبت می‌کنید، می‌توانید بگویید: «وقتی باید با افراد جدیدی آشنا شوم، واقعاً ناراحت می‌شوم.»

    وقتی آسیب‌پذیری‌های خود را به اشتراک می‌گذارید، فضای امنی ایجاد می‌کنید که در آن شما و طرف مقابل می‌توانید فراتر از تعاملات سطحی رفته و در سطح عمیق‌تری با یکدیگر آشنا شوید. این محیط زمینه را برای گفتگوهای شخصی و معنادار فراهم می کند.

    11. به تدریج در مورد بیشتر صحبت کنیدمسائل شخصی

    هنگامی که در طول هفته ها و ماه ها با شخصی صحبت می کنید، می توانید در مورد موضوعات شخصی به طور فزاینده ای بحث کنید.

    به عنوان مثال، زمانی که فرد زیادی را نمی شناسید، می توانید سؤالات کمی شخصی بپرسید، مانند: "آیا تا به حال چیزی را که می خواهید بگویید قبل از تماس تلفنی در ذهن خود تکرار می کنید؟"

    هر چه نزدیک تر می شوید، می توانید به تدریج به موضوع شخصی تر بروید. پس از مدتی، می توانید در مورد تجربیات بسیار صمیمی و آسیب پذیر صحبت کنید.

    روانشناسان دریافته‌اند که صحبت کردن در مورد چیزهای شخصی‌تر افراد را به هم نزدیک‌تر می‌کند و اگر می‌خواهید دوستی صمیمی داشته باشید، خودافشایی متقابل کلیدی است.[] تحقیقات همچنین نشان می‌دهد که گفت‌وگوهای عمیق‌تر و اساسی‌تر با افراد دیگر با سطوح بالاتر شادی مرتبط است.[]

    12. موضوعات بحث برانگیز را با ظرافت مدیریت کنید

    شما باید از موضوعات بحث برانگیز در صحبت های کوچک خودداری کنید، مانند سیاست، مذهب و رابطه جنسی. اما اگر قبلاً همدیگر را می‌شناسید، صحبت کردن در مورد مسائل بحث‌برانگیز می‌تواند بسیار لذت‌بخش باشد.

    اگر نظری را از منظر سوم شخص ارائه دهید، می‌تواند شنونده شما را از حالت تدافعی باز دارد.

    مثال:

    شنیده‌ام که برخی استدلال می‌کنند که اسکوترهای برقی باید ممنوع شوند زیرا باعث تصادفات زیادی می‌شوند، اما برخی دیگر می‌گویند که این تقصیر مسئولان شهری است زیرا آنها مسیرهای دوچرخه را در اولویت قرار نمی‌دهند. نظر شما چیست؟

    برای تغییر آماده باشیدموضوع گفتگو اگر طرف مقابل ناآرام به نظر برسد. مراقب زبان بدن آنها باشید. اگر دست‌هایشان را جمع می‌کنند، اخم می‌کنند یا برمی‌گردند تا از شما دور شوند، در مورد چیز دیگری صحبت کنید.

    13. درباره رویاها صحبت کنید

    رویاهای یک فرد چیزهای زیادی را در مورد آنها آشکار می کند. سوالاتی بپرسید و مواردی را ذکر کنید که گفتگو را به سمت کارهایی که دوست دارند انجام دهند سوق می دهد.

    مثال:

    وقتی در مورد کار صحبت می کنید: شغل رویایی شما چیست؟ یا، اگر آنقدر پول داشتید که هرگز مجبور به کار نمی‌شدید، چه می‌کردید؟

    وقتی در مورد سفر صحبت می‌کنید: اگر بودجه نامحدودی داشتید بیشتر دوست دارید کجا بروید؟

    رویاهای خود را به اشتراک بگذارید تا مکالمه را متعادل نگه دارید.

    14. سؤالات باز بپرسید

    سوالاتی بپرسید که پاسخ‌های طولانی‌تری نسبت به «بله» یا «خیر» داشته باشند.

    سوال پایانی: آیا شغل خود را دوست دارید؟

    سوال باز: درباره شغل خود چه احساسی دارید؟

    سوالات باز معمولاً با «چگونه»، «چه کسی،»، «5»، «چرا» شروع می‌شوند. در مورد انگیزه های اساسی کنجکاو باشید

    اگر کسی در مورد کاری که انجام داده یا می خواهد انجام دهد به شما می گوید، می توانید سؤالی بپرسید که انگیزه اصلی او را آشکار کند. مثبت فکر کن. شما نمی خواهید طرف مقابل فکر کند که دارید از تصمیمات او انتقاد می کنید.

    مثال:

    آنها: من برای تعطیلات به یونان می روم.

    شما: خوب به نظر می رسد! چه چیزی شما را برای انتخاب الهام بخشیدیونان؟

    مثال:

    آنها: من به مهاجرت به یک شهر کوچک فکر می کنم.

    شما: اوه، عالی! چه چیزی باعث می شود که بخواهید شهر را ترک کنید؟

    آنها: خب، زندگی در یک شهر ارزان تر است، و من می خواهم پول پس انداز کنم تا بتوانم به سفر بروم.

    شما: این عالی است! دوست دارید کجا بروید؟

    آنها: من همیشه آرزو داشتم به…

    16 بروم. احساسات خود را در مورد یک موضوع به اشتراک بگذارید

    از حقایق فراتر بروید و احساس خود را به اشتراک بگذارید. این می‌تواند سکوی پرشی خوبی برای یک مکالمه عمیق‌تر باشد.

    به عنوان مثال، اگر شخصی در مورد مهاجرت به خارج از کشور صحبت می‌کند، می‌توانید بگویید، «وقتی مهاجرت به خارج از کشور را تصور می‌کنم، هم هیجان‌زده و هم عصبی می‌شوم. در مورد آن چه احساسی دارید؟»

    17. مواردی را که برایتان جالب است ذکر کنید

    وقتی فرصت پیدا کردید، کارهایی را که اخیراً انجام داده اید یا دیده اید و دوست دارید درباره آنها صحبت کنید، ذکر کنید. اگر طرف مقابل سؤالات بعدی را می پرسد، می توانید عمیق تر به موضوع بپردازید.

    مثال:

    آنها: آخر هفته شما چطور بود؟

    شما: خوب! من یک مستند عالی در مورد ربات ها تماشا کردم. بخشی وجود داشت که چگونه نسل ما احتمالاً وقتی ما بزرگتر می شویم، مراقب ربات خواهد بود.

    آنها: واقعا؟ آیا ربات های مراقبت کننده برای افراد عادی امری متداول خواهند بود؟

    شما: مطمئنا. مردی آنجا بود که در مورد اینکه چگونه آنها نیز مانند دوستان خواهند بود صحبت می کرد، نه فقط کمک کننده.

    آنها: خیلی جالب است... فکر می کنم. اما همچنین، اغلب فکر می کردم که وقتی پیر می شوم،




    Matthew Goodman
    Matthew Goodman
    جرمی کروز یک علاقه‌مند به ارتباطات و متخصص زبان است که به افراد کمک می‌کند تا مهارت‌های مکالمه خود را توسعه دهند و اعتماد به نفس خود را برای برقراری ارتباط مؤثر با هر کسی تقویت کنند. جرمی با پیشینه زبان شناسی و اشتیاق به فرهنگ های مختلف، دانش و تجربه خود را ترکیب می کند تا نکات، استراتژی ها و منابع عملی را از طریق وبلاگ به رسمیت شناخته شده خود ارائه دهد. هدف مقاله‌های جرمی با لحنی دوستانه و قابل ربط، توانمندسازی خوانندگان برای غلبه بر اضطراب‌های اجتماعی، ایجاد ارتباط و به جا گذاشتن تأثیرات ماندگار از طریق مکالمات تأثیرگذار است. جرمی بر این باور است که چه در محیط‌های حرفه‌ای، چه گردهمایی‌های اجتماعی یا تعاملات روزمره، هرکسی این پتانسیل را دارد که توانایی ارتباطی خود را باز کند. جرمی از طریق سبک نوشتاری جذاب و توصیه‌های عملی خود، خوانندگان خود را به سمت تبدیل شدن به افرادی با اعتماد به نفس و بیانی راهنمایی می‌کند و روابط معناداری را در زندگی شخصی و حرفه‌ای آنها تقویت می‌کند.