چگونه دوستان زیادی پیدا کنیم (در مقایسه با پیدا کردن دوستان نزدیک)

چگونه دوستان زیادی پیدا کنیم (در مقایسه با پیدا کردن دوستان نزدیک)
Matthew Goodman

چند سال پیش در کنفرانسی در لندن بودم. یک مرد آنجا بود که به نظر می‌رسید همه را می‌شناسد.

به نظر می‌رسید که او هیچ چیز او را از نظر اجتماعی بازدارد. بهترین راه برای خلاصه کردن این مرد چیزی است که او زمانی گفت: « پیاده روی در شهر زمان زیادی می برد زیرا افرادی که می شناسم همیشه به سراغ من می آیند.»

همچنین ببینید: چگونه بیشتر پرحرف باشیم (اگر اهل صحبت نیستید)

این باعث می شود او عنوان «نابغه اجتماعی» را به خود اختصاص دهد، درست است؟

خب، مشکل اینجاست: من اتفاقاً می‌دانم که او تقریباً هیچ دوست واقعی ندارد.

ظاهراً، بین توانایی داشتن دوستان زیاد و ایجاد دوستان صمیمی تفاوت وجود دارد.

در یک مطالعه، محققان توانستند دقیقاً این تفاوت را به‌طور علمی مشخص کنند - و ما می‌توانیم از توانایی آنها استفاده کنیم تا بفهمیم چه لحظه‌ای را که می‌خواهیم پیدا کنیم. دانشمندان دریافتند، این دو مهم‌ترین توانایی‌ها هستند:

  1. شما به طرف مقابل علاقه نشان می‌دهید و روی او تمرکز می‌کنید (توجه). او نزدیک ترین فردی است که تا به حال ملاقات کرده اید.

    اما برای پیدا کردن دوستان طولانی مدت، چیزی تغییر می کند.

    1. شما هنوز باید شنونده خوبی باشید. توجه همیشه مهم است.
    2. مثبت بودن دیگر اهمیتی ندارد. وقتی برای اولین بار با کسی ملاقات می کنیم، از ما انتظار می رود که لبخند بزنیم و با هم تبادل نظر کنیم. بدون قدیمیدوستان، "چه خبر" اشکالی ندارد. در عوض، پس از برقراری رابطه، یک توانایی جدید به مهم‌ترین توانایی تبدیل شده است: «هماهنگی» نامیده می‌شود.

نمودار مطالعه (مرجع در انتهای پست)

هماهنگی توانایی «تطبیق» با شخص دیگر برای رسیدن به همان طول موج است. وقتی به خوبی با کسی هماهنگ می‌شوید، هر دو احساس می‌کنید همدیگر را درک می‌کنید و مکالمه‌تان طبیعی‌ترین چیز در دنیا خواهد بود. این می تواند هر چیزی باشد، از زیر و بمی صدای شما، و وضعیت شما، تا توانایی شما برای داشتن مکالمات متعادل «دادن و گرفتن»، و درک و پایبندی به موضوعات مورد انتظار.

در اینجا چند نمونه از هماهنگی بد و خوب آورده شده است.

همچنین ببینید: نظریه یادگیری اجتماعی چیست؟ (تاریخچه و مثالها)

بد  در مقابل  نمونه های خوب هماهنگی: <4
  • «فراموش کردن به صحبت کردن و گوش دادن به صحبت کردن و فراموش کردن فرد در حال انجام دادن>» به آنچه که طرف مقابل باید بگوید به عنوان صحبت کردن
  • بلندتر یا ملایم تر صحبت کردن از شخص دیگر
    • توجه به نحوه صحبت کردن طرف مقابل و تنظیم صدای خود با آنچه مناسب موقعیت است
  • بیش از حد رسمی و بیش از حد مودب بودن نسبت به یک دوست
    • اینکه فرد عادی و آرام تر از دیگران صحبت می کند مطبوعات) یا وقتی که طرف مقابل به چه زبانی
      • گوش نمی دهد، از فحاشی استفاده می کندمناسب موقعیت
    • قطع کردن صحبت به این دلیل که احساس می‌کنید چیزی گفته‌اید
      • اجازه دهید کسی حرف‌هایش را اول تمام کند
  • مرد اجتماعی ما فاقد هماهنگی است. گوش دادن به او سرگرم کننده بود، اما پس از مدتی، مردم از اینکه چگونه او تمام فضای گروه را اشغال کرد، اذیت شدند. با رفتن از یک آزار جزئی، به مرور زمان برای همه خیلی زیاد شد.

    آنچه مدل می گوید به شرح زیر است:

    افرادی هستند که نسبت به دیگران مثبت هستند اما هماهنگی خوبی ندارند. این افراد می توانند دوستی های زیادی ایجاد کنند، اما این دوستی ها اغلب سطحی هستند.

    پس افرادی هستند که در نشان دادن مثبت اندیشی (دوست داشتن، صمیمیت، صمیمیت) خوب نیستند، اما به خوبی هماهنگ می شوند. این افراد زمان سخت تری برای پیدا کردن دوستان جدید دارند - اما دوستانی که پیدا می کنند، روابط عمیقی با آنها برقرار می کنند.

    و با پیروی از این منطق، اگر هر دو نشان دهید که مردم را دوست دارید و با آنها هماهنگ کنید، می توانید روابط عمیقی با افراد زیادی ایجاد کنید (اگر بخواهید).

    ملاقات با آن مرد در آن کنفرانس به من یک چیز را آموخت: 1 شب بین روز بودن و اجتماعی بودن-<-1 شب تفاوت وجود دارد-<-1>> از نظر اجتماعی بسیار ماهر.

    اینجا من با موهای ترامپ تصادفی و یقه دوتایی در کنفرانس Spotify در لندن بودم.

    این مدل همچنین چیز جالبی در مورد بی دست و پا بودن به ما می آموزد

    اینمگزیده ای جالب از این مطالعه:

    «شرکت کنندگان در تعاملات بعدی، با این حال، سطح ارتباط را بیشتر بر اساس میزان هماهنگی که احساس می کردند، قضاوت می کردند. آنها انتظار دارند که تعامل کمتر احساس ناخوشایندی داشته باشد - به آرامی اجرا شود - و شامل قضاوتهای نادرست ارتباطی کمتری باشد. در اوایل، انتظار نمی‌رود که هماهنگی هموار باشد.»

    این بدان معناست که در اوایل تعاملات، ما انتظار نداریم که همه چیز کاملاً جریان داشته باشد و کاملاً طبیعی باشد. وقتی صحبت از ناهنجاری اولیه (هماهنگی کمتر) به میان می‌آید، ما بیشتر بخشنده هستیم، زیرا این فقط بخشی از هر تعامل اولیه است.

    چیزی که باید از آن بترسیم این است که نشان ندهیم کسی که با او صحبت می کنیم دوست داریم. ما می‌خواهیم صمیمی، صمیمی باشیم و اگر طبیعی است از تعریف کردن هراسی نداریم (این به معنای نیاز نیست). از قضا، این مثبت بودن است که فراموش می کنیم وقتی بیش از حد درگیر پرهیز از ناهنجاری هستیم، نشان دهیم.




    Matthew Goodman
    Matthew Goodman
    جرمی کروز یک علاقه‌مند به ارتباطات و متخصص زبان است که به افراد کمک می‌کند تا مهارت‌های مکالمه خود را توسعه دهند و اعتماد به نفس خود را برای برقراری ارتباط مؤثر با هر کسی تقویت کنند. جرمی با پیشینه زبان شناسی و اشتیاق به فرهنگ های مختلف، دانش و تجربه خود را ترکیب می کند تا نکات، استراتژی ها و منابع عملی را از طریق وبلاگ به رسمیت شناخته شده خود ارائه دهد. هدف مقاله‌های جرمی با لحنی دوستانه و قابل ربط، توانمندسازی خوانندگان برای غلبه بر اضطراب‌های اجتماعی، ایجاد ارتباط و به جا گذاشتن تأثیرات ماندگار از طریق مکالمات تأثیرگذار است. جرمی بر این باور است که چه در محیط‌های حرفه‌ای، چه گردهمایی‌های اجتماعی یا تعاملات روزمره، هرکسی این پتانسیل را دارد که توانایی ارتباطی خود را باز کند. جرمی از طریق سبک نوشتاری جذاب و توصیه‌های عملی خود، خوانندگان خود را به سمت تبدیل شدن به افرادی با اعتماد به نفس و بیانی راهنمایی می‌کند و روابط معناداری را در زندگی شخصی و حرفه‌ای آنها تقویت می‌کند.